پادشاه به ايلغار از عقب بهادر آمده ، احمد آباد را نهب و غارت كردند . بهادر از احمد آباد به كنبهايت و از آنجا به بندر ديپ برفت و در آن ولا قلعهء جانپانير نيز به جنگ در تصرف پادشاه درآمد و خزاين بىشمار به دست افتاد و تاريخ سال از اين بيت مفهوم مىگردد ، نظم :
تاريخ ظفر يافتن شاه همايون * مىجست خرد يافت نه شهر صفر بود
و بهادر به اتفاق زمينداران ولايت سورته جمعيت نموده متوجه احمد آباد شد و ميرزا عسكرى كه در احمد آباد بعد از مراجعت پادشاه به جانب پورب « 1 » به اتفاق امير هندو بيگ قوچين مىخواست كه خطبه به نام خود بخواند و ميسر نشد ، اندك جنگى كرده به جانپانير رفت و و تردى بيگ حاكم آنجا متحصن گشته عرايض مشتمل بر ذكر مخالفت عسكرى ميرزا به درگاه فرستاد و زمانى كه پادشاه از مندو به جانب آگره متوجه شده بودند ، ميرزا عسكرى در راه به ملازمت رسيد و بهادر جانپانير را به صلح از تردى بيگ گرفت و در اين سال جمالى كنبوى دهلوى از عالم فنا به ملك بقا رسيد و « خسرو هند بوده » « 2 » تاريخش يافتهاند و در اين سال شاه طهماسب از عراق به انتقام سام ميرزا بر سر قندهار آمد و خواجه كلان بيگ شهر را خالى گذاشته و ديوان خانهء آراسته را با فرش لطيف و اوانى نفيس و ساير لوازم مجلس همانطور مقفّل ساخته به درآمد تا شاه طهماسب در آن منزل طيار « 3 » فرود آمد . خواجه كلان بيگ را تحسين بسيار نمود و گفت نيكو نوكرى است كه كامران ميرزا دارد و شاه طهماسب قندهار را به يكى از امراى خويش بداغ خان نامى سپرده به عراق مراجعت نمود و ميرزا كامران در اين مرتبه نيز از لاهور ايلغار نموده به قندهار رفته مستخلص ساخت و محمد زمان ميرزا كه بهادر در وقت شكست او را براى خلل انداختن در هندوستان فرستاده بود ، در زمان غيبت ميرزا كامران لاهور را محاصره داشت و بعد از استماع خبر مراجعت پادشاه به گجرات معاودت نموده چون مدت يك سال از استقلال پادشاه در آگره گذشت ، شير خان افغان سور در مدت غيبت پادشاه قوت تمام گرفته ، ولايت گور و بهار و جونپور و قلعهء چنار را
هامش
( 1 ) . نسخه : برهانپور .
( 2 ) . « خسرو هند بود » و « نه شهر صفر بود » هر دو تاريخ نهصد و چهل و دو را نشان مىدهد و پيش از اين نهصد و سى و دو گذشته كه « ذل بهادر » دارد .
( 3 ) . نسخه : طيار نزه .