تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
متصرف گشت و همايون پادشاه به قصد دفع شير خان به تاريخ چهاردهم شهر صفر سنهء ثلث و اربعين و تسعمائة ( 943 ) ظاهر قلعهء چنار را معسكر ساخت و جلال خان ولد شير خان كه آخر اسلام شاه خطاب يافت ، محاصره نموده در اندك فرصت به سعى رومى خان آتشباز كه سلطان بهادر اين معما به اسم رومى خان نوشته فرستاده بود ، بيت :
حيف باشد نام آن سگ بر زبان * ميخ در جانش نه و نامش بخوان
آن قلعه را فتح نمود و جلال خان از راه كشتى به در رفته با شير خان كه با نصيب شاه حاكم بنگاله محاصره داشت پيوست و پادشاه را بعد از آنكه حاكم بنگاله در جنگ شير خان زخمى شده برآمد و پادشاه را ملازمت نموده و بدرقه شده بود ، حكومت جونپور را با منصب امير الامرايى و كرسى زرين به مير هندو بيگ قوچين مفوّض داشته از راه گرهى « 1 » كه درّه‌يى است تنگ فاصل ميان ولايت بهار و بنگاله و قطب خان ولد شير خان و خواص خان مشهور غلام شير خان مضبوط كرده بودند گذشته به بنگاله درآمدند و شير خان تاب نياورده از راه چهار كهند به جانب قلعهء رهتاس آمده عقب لشكر پادشاه را گرفت و قلعهء رهتاس را به فريب آنكه بساى « 2 » خود را در آنجا نگاه مىدارد قابض شد به اين طريق كه دو هزار افغان مسلح را در محفّه‌ها نشانده بالاى قلعه فرستاد و راجهء رهتاس به مال و بساى افغانان خام طمع شده در قلعه را گشاد تا افغانان و سپاهيان محفه‌نشين برآمده درآمدند همه را زير تيغ كشيدند و در آن ايام پادشاه را هواى بنگاله به غايت خوش آمده شهر گور را جنت آباد نام نهادند و دو سه ماه در آنجا توقف فرموده بازگشتند . در اين فرصت كار شير خان بالا گرفت و جمعيت او زياده شد و عريضه به پادشاه نوشت كه اين همه افغانان بنده و خدمتكار حضرت پادشاه‌اند و التماس جايگيرها مىكنند ، اگر پادشاه فكر جاگير ايشان نمايد فبها و الا از گرسنگى سر گردن‌كشى دارند . تا اين زمان من مانع بودم ، حالا سر به اطاعت من فرود نمىآرند و گرسنه خود را به شمشير مىزند ، مثل مشهور است . ديگر حكم حكم پادشاه است . پادشاه مضمون را فراگرفته
هامش
( 1 ) . متن فارسى : گذهى . از ترجمه انگليسى اصلاح شد . ( 2 ) . نسخه : بسى - بسهى .