از جانب او آمده قلعهء بيانه را متصرف شد و تا آگره دستاندازى كرد و با ميرزا هندال جنگ و جدال صعب كرده با سيصد كس تاخته با همراهان خويش به قتل رسيد و زمانى كه سلطان بهادر در مرتبهء ثانى چتور را محاصره داشت . محمد همايون پادشاه از آگره به جانب او عزم فرمود و هم در اين سال ميرزا كامران از لاهور به قندهار به ايلغار رفته . سام ميرزا برادر شاه طهماسب را كه خواجه كلان بيگ را محاصره داشت شكست داده و اين مصرع تاريخ شد ، ع :
زده پادشه كامران سام را
و مولانا بيكسى « 1 » گفته ، قطعه :
آن دم كه تاج و كاسهء زر در نظر نمود * در بزم و رزم شكل صراحىّ و نقش جام
پرسيدم از خرد كه چرا تاج زر فشان * افگنده همچو لالهء حمرا درين مقام
گفتا سپهر از پى تاريخ اين مصاف * افگنده تاج زر ز شكست سپاه سام
و محمد همايون پادشاه به تقريب اينكه در حالت محاصرهء سلطان بهادر چتور را بر سر او رفتن و او را مشغول به خود ساختن باعث بدنامى است ، در سارنگپور توقف فرمود و سلطان بهادر قلعهء چتور را به زور فتح كرده در نواحى مندسور از توابع مالوه با پادشاه محاربه تا مدت دو ماه نمود و چون غله به اردوى بهادر نمىرسيد و آدميان و دواب از قحط هلاك شدند ، بهادر با پنج كس از امراى معتبر خويش از عقب سراپرده برآمده به جانب مندسور « 2 » گريخت و اين قطعه تاريخ آن واقع شد ، بيت :
همايونشاه غازى آنكه او راست * هزاران بنده چون جمشيد در خور
به فيروزى چو آمد سوى گجرات * مظفر گشت فخر آل تيمور
بهادر چون ذليل و خوار گرديد * شده تاريخ آن ذلّ بهادر
محمد همايون پادشاه او را تعاقب فرمود و لشكريان مغول شبى بهادر را در خواب گرفته « 3 » نزديك بود كه دستگير سازند ، او با پنج شش سوار راه فرار به جانب گجرات گرفت و سلطان عالم لودى به دست افتاد و او را پى بريدند و افواج همايون
هامش
( 1 ) . نسخه : شكيبى .
( 2 ) . نسخه : مندر .
( 3 ) . نسخه : گرفته يافته .