كلّى علمى او را پوشيده و زمانى كه درميش خان « 1 » از جانب شاه اسماعيل صفوى حسينى به حكومت خراسان منصوب شد ، قدوة المحدثين مير جمال الدين محدث روزى در وقت وعظ دفع منافات ظاهرى ميان كريمهء
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
و آن حديث صحيح كه خلق عالم در هفت روز كرده به دو وجه « 2 » نمودند و مولانا شهاب الدين دفع آن كرده وجهى وجيهى چند در تطبيق آورده ، رسالهيى در اين باب نوشته و فضلاى عصر توقيعات بر آن ثبت كردند و جامع اوراق نيز به تقريبى كلمهء چند نظم و نثر نوشته و اين رباعى از آن جملهء فقير است ، رباعى :
اين نسخه كه آمده است چون سحر حلال * نظم و نثرش پاكتر از آب زلال
نوريست ز انوار شهاب ثاقب * كز منقبتش زبان فكرت شده لال
و اين معما به اسم كاشف از اوست كه ، رباعى :
از بهر فريب دل ما خسته دلان * هر لحظه ز ناز آن صنم غنچه دهان
بر صفحهء گل كرد رقم آن سر زلف * وانگه رخ مه كرد ز يك گوشه عيان
وفات مولوى در وقت مراجعت جنت آشيانى محمد همايون پادشاه است از سفر گجرات در سال نهصد و چهل و دو ( 942 ) و مير آخوند امير مورخ « شهاب الثاقب » تاريخ يافت و از جملهء غرايب اختراعات آن شاه مغفرت پناهى خط بابرى است كه مصحفى بدان خط نوشته و به مكهء معظمه فرستاده و ديوان شعر تركى و فارسى او مشهور است و كتابى دارد در فقه حنفى مبيننام به فتح ياى مثنّات و شيخ زين شرحى بر آن نوشته مبيننام به كسر يا و رسايل عروض او نيز متداول است . بيت :
آسمان را كه بجز جور نباشد هنرى * كارش اينست كه هر لحظه كند خون جگرى
لالهيى را ندهد تاج شرف تا نكند * پاىمال اجل از جور سر « 3 » تاجورى
نصير الدين محمد همايون پادشاه غازى
در سنهء سبع و ثلثين و تسعمائة ( 937 ) از سنبل به ايلغار آمده به استصواب امير
هامش
( 1 ) . نسخه : درمش خان .
( 2 ) . نسخه : بدر درجه .
( 3 ) . در نسخهها « سرى » به يا .