جمعيتى پادشاه نشانى بوده و طبع نظمى داشت و ابيات او ميان مردم مشهور است و اين مرد كه خود به گوارى مىماند كه صورت او به تمام مسخ شده مىنمايد . حاشا و كلّا كه اين آن حسن خان باشد و بعد از چندگاه بعضى از خانزادههاى ميواتى بنا بر حميت و غيرت او را به قتل رسانيدند و بعد از اين فتح به اندك فرصتى عارضهء بيمارى بر ذات آن پادشاه غازى طارى شد و بعد از آنكه سنّ شريفش به پنجاه سال رسيده بود ، در سنهء سبع و ثلثين و تسعمائة ( 937 ) از عالم فانى به ملك جاودانى انتقال فرمود . شعر :
تاريخ وفات شاه بابر * در نهصد و سى و هفت بوده
و « شش شوال » نيز تاريخ وفات او شد و تاريخ ولادت او از اين بيت معلوم مىشود ، بيت :
چون در شش محرم آمد شه مكرم * تاريخ سال او هم آمد شش محرم « 1 »
و مدت سلطنت او چه در ولايت ماوراء النهر و بدخشان و كابل و كاشغر و چه در هندوستان سى و هشت سال بود و در سن دوازده سالگى به درجهء سلطنت رسيده بود و خواجه كلان بيگ در مرثيهء او اين بيت گفته ، بيت :
بىتو زمانه و فلك بيمدار حيف * باشد زمانه و تو نباشى هزار حيف
و از جملهء فضلاى زمانهء او شيخ زين خافى است كه واقعات بابرى را كه آن پادشاه مغفور نوشته به عبارتى بليغ « 2 » ترجمه كرد و اين شعر از اوست كه ، ابيات :
آرميدى به رقيبان و رميدى از ما * ما چه كرديم و چه ديدى چه شنيدى از ما
بهر دل بردن ما حاجت بيداد نبود * مىسپرديم اگر مىطلبيدى از ما
ابيات :
بس كه گشتم تنگدل در آرزوى آن دهن * تنگ شد بر جان من راه برون رفتن ز تن
هست شعر من ز عقل و نقل خواهم بشنود * جامع العقول و المنقول مولانا حسن
ديگرى مولانا بقايى است كه مثنوى در بحر مخزن گفته و از او شعرى بالفعل به خاطر نمانده . ديگر مولانا شهاب الدين معمايى است كه فضيلت جزئى معما فضايل
هامش
( 1 ) . بعضى اين شعر را بدين صورت نوشتهاند ، بيت :چون در شش محرم زاد آن شه مكرم * تاريخ مولدش هم آمد شش محرم( 2 ) . نسخه : فصيح .