مردم هند و از ظرفاى ايشان بود و در فن موسيقى ثانى نداشت ، با تمامى جمعيت مياندوآب آمده ديد و ولايت سنبل به جايگير شاهزاده محمد همايون ميرزا مقرر گشت و قاسم سنبلى را گرفته امرا نزد پادشاه فرستادند و جمعى ديگر بر سر بيانه نامزد شده و نظام خان را محصر داشتند و در اين سال راناسانكا قلعهء كهندهار را از نواحى رنتهنبور از حسن ولد مكهن گرفته متصرف شد و شاهزاده محمد همايون ميرزا با جمعى از امرا كه براى ضبط و فتح دهولپور تعين بودند بر سر جماعت افغانان لوحانى كه قريب پنجاه هزار كس از قنوج پيشتر آمده بودند نامزد ساختند و سيد مهدى خواجه و محمد سلطان ميرزا نيز كه به فتح و تسخير اتاوه مقرر بودند در ركاب شاهزاده روان گشتند و شاهزاده تمام ولايت شرق را تا جونپور مستخلص گردانيد و در اين اثنا راناسانكا و حسن خان ميواتى سلطان محمود نامى را از فرزندان سلطان سكندر لودى به نام پادشاهى برداشته با جمعيت فراوان و لشكرى بيكران متوجه ولايت پادشاهى شده از راه بساور به نواحى فتحپور عرف سيكرى رسيدند و نظام خان حاكم بيانه عرايض به درگاه بابر پادشاه نوشته به وسيلهء مير سيد رفيع الدين صفوى كه از اكابر سادات بلخ و اعظم محدثين آن ديار بود و در زمان سلطان سكندر لودى به هندوستان آمده خطاب حضرت مقدسه يافته بود به ملازمت پادشاه آمده ديد و تاتار خان سارنگ خانى نيز بعد از گرفتن راناسانكا قلعهء كهندهار را و غلبهء كفار اول عرايض به پادشاه فرستاد كه قلعهء گواليار را مىسپارم و چون خواجه رحيم داد و شيخ كهورن و جماعت ديگر مىرسند او پشيمان مىشود و اين جماعت به رهنمونى شيخ محمد غوث كه يگانهء زمانه و در علم دعوت اسما نشانه بود به تدبير صايب در قلعه درمىآيند و قلعه را خواهى نخواهى از تاتار خان گرفته او را به ملازمت بابر پادشاه مىفرستند و همچنين محمد زيتون افغان نيز قلعهء دهولپور را با امراى پادشاهى مىسپارد و آمده مىبيند و در اين اثنا راناسانكا به حدود بيانه مىرسد و دستاندازى در ولايت مىنمايد و روزى چند توقف در آن حدود كرده به فتحپور مىرسد . بابر پادشاه با قليلى از سپاه حاضر از دار السلطنت آگره عازم جنگ و جدال شده فرمان طلب به نام شاهزاده محمد همايون ميرزا مىنويسد كه جونپور را به بعضى امراى نامدار سپرده خود به سرعت برسد تا در اين
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٢٣٣