عظيم واقع شد و شكست بر حميد خان افتاد و جمعى كثير به قتل و اسر رفتند و سركار حصار فيروزه به جمع دو كرور در وجه جلدوى شاهزاده مقرر شد . بابر پادشاه به دو منزلى شاه آباد كنار آب جون فرود آمده سيد مهدى و خواجه محمد سلطان ميرزا و سلطان جنيد برلاس را بر سر داود خان و جمعى از امراى سلطان ابراهيم كه با پنج شش هزار سوار از آب جون گذشته بودند نامزد ساخت و اين جماعت نيز از آب جون گذشته افغانان را مالشى خوب دادند و كشتند و اسير ساختند و بقية السيف به اردوى سلطان ابراهيم پيوستند و از اين مقام كوچ فرموده جرانغار و برانغار و غول تمام راست كرده از نظر پادشاهى درآوردند و هشت « 1 » صد عرابه « 2 » در يك روز مكمل شد و استاعلى قلى آتشباز بر حسب حكم به دستور توپخانهء روم عرابهها را به زنجير و خامگاو كه به صورت ارقمچى ساخته بودند به يكديگر پيوستند و در ميان هر دو عرابه شش هفت توبرهء پرخاك « 3 » تعبيه نمودند تا روز معركه تفنگاندازان در پناه عرابه و توبرهء پرخاك تفنگ به فراغت توانند انداخت و قرارداد او چنان شد كه كوچ كرده شهر پانىپته را در عقب لشكر گذاشته نزول نمايند و صف عرابه را پيش داشته پناه سازند و سوار و پياده در پس عرابهء تير و تفنگ به مقاتله درآيند و ديگر سواران از اطراف و جوانب بيرون تاخته به مدافع « 4 » و مجادله قيام نمودند و وقت ضرورت باز به عقب عرابه معاودت كنند و روز پنجشنبه سلخ جميد الآخر سنهء نهصد و سى و دو ( 932 ) به قرب بلدهء پانىپته در شش كروهى اردوى سلطان ابراهيم نزول واقع شد و عدد لشكر سلطان ابراهيم يك لك سوار و هزار فيل و لشكر بابر شاه پانزده هزار سوار و پياده تخمين نموده بودند .
هر روز سپاهيان بابر پادشاه از گوشه و كنار سپاه افغانان تاخته سرها مىآوردند و از سلطان ابراهيم و لشكريانش در اين مدت اصلا حركتى و جرأتى واقع نشد تا شبى مهدى خواجه و محمد سلطان ميرزا و ديگر امرا با پنج هزار كس بر لشكر سلطان ابراهيم شبخون بردند و بسيارى را از آن مردم به هلاكت رسانيده به سلامت بر آمدند و غنيم با وجود اين پراكندگى متنبّه نشد و روز جمعه هشتم رجب المرجب از
هامش
( 1 ) . نسخه : هفت .
( 2 ) . نسخه : ارابه .
( 3 ) . نسخه : خاك تفنگ .
( 4 ) . نسخه : در هر سه نسخه چنين است ، و قياسا به صيغهء مصدر بايد باشد .