ايشان ميان حاتم سنبلى بود كه در مدت عمر خويش مىگويند كه از سى بار متجاوز شرح مفتاح « 1 » را و از چهل مرتبه بيش مطوّل را از باى بسم الله تا تاى تمّت درس گفته .
ديگرى صاحب تصنيفات لايقه و كتب فايقه شيخ الهديه جنپورى است كه بر هدايهء فقه شرحى مشتمل بر چند مجلد نوشته و شرح كافيهء او احتياج به بيان ندارد و همچنين بر تفسير مدارك و غير آن حواشى نوشته كه تا اين زمان مىخوانند و سلطان سكندر علماى ديار خويش را جمع كرده به يك جانب شيخ عبد الله و شيخ عزيز الله و جانب ديگر شيخ الهديه و پسرش بهكارى را در بحث معارض ساخت .
آخر چنان معلوم شد كه آن دو بزرگوار در تقرير و اين دو عزيز در تحرير فايقاند .
وفات شيخ عبد الله در سنهء نهصد و بيست و دو بود . « اولئك لهم درجات العلى » تاريخ يافتند و از جملهء شعراى عصر سكندرى شيخ جمالى كنبوى دهلوى مذكور است كه سلطان سكندر اشعار خويش بر او مىگذرانيد و هيأت مجموعى او مركب از چند فضايل بود و سياحت بسيار كرده و به صحبت مخدومى عارف جامى - قدّس الله سرّه - رسيده ، او فيض نظر و شرف قبول از ايشان يافته و اشعار خود به ملازمت آن حضرت گذرانيده و اين بيت از اوست . بيت :
ما را ز خاك كويت پيراهنى است بر تن * و آن هم ز آب ديده صد چاك تا به دامن
بيت :
عشق را طىّ لسانى است كه صد ساله سخن * دوست با دوست به يك چشم زدن مىگويد
و اين غزل او هم كه در پردهء هندى خود نقش بسته و خيلى حالت مىبخشد نيز مشهور است كه ، بيت :
طال شوقى الى منازلكم * ايها الغائبون عن نظرى
روز و شب مونسم خيال شماست * فاسئلوا عن خيالكم خبرى
و تذكرهيى نوشته در بيان مقامات بعضى از مشايخ هند سير العارفين نام كه خالى از سقمى و تناقضى نيست و ابتدا از حضرت خواجهء بزرگوار معين الحق و الدين الاجميرى و اختتام بر پير خود شيخ سماء الدين كنبوى دهلوى كرده و غير آن نظم و نثر ديگر دارد و ديوان او مشتمل بر هشت نه هزار بيت است .
هامش
( 1 ) . نسخه : چلپى مفتاح .