تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
جلال خان امر فرمود تا ممدّ و معاون او باشد و در اين سال از آگره تا دهولپور فرمود تا جا به جاى قصر و عمارت و باغ بنا كنند كه از شكارگاه آمده در آنجا توقف و آسايش فرمايد و محمد خان ناگورى در اين سال به تقريب اقوام او [ كه آمده سلطان را ديده بودند ] ملاحظهء بسيار از سلطان نموده خطبهء او را بىجنگ و جدل در ناگور خوانده و ولايتى نو در حوزهء تسخير سلطان آمده و در اين سال سليمان پسر خانخانان فرملى را به تقريب اين كه به خدمت اونت‌كهر و سوى سوير نامزد فرموده بودند و او قبول نكرد ، از خدمت مهجور ساخت و پرگنهء اندرىكرنال در وجه مدد معاش او مقرر گردانيد تا در آنجا رفته سكونت گزيد و در اين سال چنديرى را بهجت خان « 1 » مالوى به سبب ضعف حال سلطان محمود مالوى به سلطان سكندر گذرانيد و خطبه در آن ديار به نام او خوانده ، فرامين و فتح‌نامه‌ها به اطراف نوشتند و محمود خان نبيرهء سلطان ناصر الدين مالوى را شهربند فرموده چنديرى را بر وى هم چنان مقرر داشت ، اما امرا بر وى گماشت تا از حال او باخبر بوده صاحب‌اختيار و جايگير او باشند و به سير و شكار جانب بيانه آمد و ملازمت علما و مشايخ آن ديار كه در آن عهد به كرامات و خوارق مشهور بودند مىكرد ، خصوص به سيد نعمت الله حسينى كه از اهل كرامات و كشف و خوارق مشهور بود بسيار صحبت مىداشت و شاهزاده دولت خان حاكم قلعهء رنتهنبور محكوم سلطان محمود مالوى به وسيلهء على خان ناگورى كه به صوبهء سوى سوبر « 2 » تعين بود ، سلطان را آمده ديد و قبول كرد كه كليد قلعه را بسپارد . اتفاقا على خان مذكور باز نفاق ورزيده او را از بيرون قلعه مانع شد و سلطان از اين معنى اغماض نموده دولت خان را به رسم فرزندان نواخته خلعت خاص و چند اسب و فيل بخشيده به جانب قلعهء تهنكر رفت و از آنجا به قصبهء بارى سيركنان رسيده به آگره بازگشت و مرضى عارض او شد در روز يكشنبه هفدهم ذى قعدهء سنهء ثلث و عشرين و تسعمائة ( 923 ) رخت به جانب آخرت كشيد و « جنات الفردوس » تاريخ او شد . مدت سلطنت او بيست و هشت سال و پنج ماه بود . بيت :
هامش
( 1 ) . نسخه : به محبت خان مالوى به سبب ضعف حال سلطان محمود مالوى و سلطان سكندر گذرانيد . ( 2 ) . نسخه : سيرى و سيوپر .