تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
خواص خان به مدد عالم خان حاكم ميوات و خان خانان نوخانى به تسخير دهول‌پور متوجه شدند و راى آنجا به قدم ممانعت پيش آمده به محاربه و مجادله قيام داشت و مردم بسيار از جانب اهل اسلام به شهادت پيوستند و سلطان از سنبل به سرعت تمام به دهولپور آمده راى مانك‌ديوراجهء دهولپور تاب نياورده و قلعه را گذاشته به گواليار رفت و نواحى و حوالى آن را تاراج و نهب كردند و سلطان يك ماه در آن حدود توقف نموده متوجه تسخير گواليار شد و آدم لودى را در آنجا گذاشته از آب چنبل گذشت و دو ماه كنار آب ميندكى نزول فرمود و به واسطهء زبونى آب و هواى آنجا بيمارى ميان مردم افتاد و با پيدا شدن راجهء گواليار نيز به صلح پيش آمد و سعيد خان و بابو خان و راىگنيس كه از لشكر سلطان گريخته پناه به آن قلعه برده بودند ، از آنجا برآورده پسر بزرگ خود را به ملازمت سلطان فرستاد و سلطان او را با اسب و خلعت بازگردانيده خود به جانب آگره بازگشت و در وقت مراجعت دهولپور را نيز براى مانك‌ديو بخشيد و بشكال در آگره گذرانيده بعد از طلوع سهيل در سنهء عشر و تسعمائة ( 910 ) به عزم تسخير قلعهء مندرايل متوجه شد و آن قلعه را از راىمندرايل امان داده به صلح گرفت و جميع بتخانه‌ها و كنايس آنجا را شكست و در وقت مراجعت قلعهء دهولپور را از سرنو تعمير فرموده به آگره آمد و امرا را رخصت جاگيرها داد « 1 » و در اين سال ميرسيد محمد جونپورى - قدس الله سره العزيز - از اعظم اولياى كبار كه دعوى مهدويّت از او سر بر زده بود ، هنگام مراجعت از مكهء معظمه به جانب هند در بلدهء قره‌داعى حق را لبّيك فرمود و هم در آنجا مدفون شد و قاضى حسين زرگر قندهارى - عليه الرحمة - كه فقير او را و مير را ملازمت كرده بود اين تاريخ يافته ، ع :
گفتا كه برو ز شيخ كن استفسار
و هم شيخ مبارك لفظ « مضا مهدى » تاريخ يافت . در سوم ماه صفر از سنهء احدى عشر و تسعمائة ( 911 ) در جميع هندوستان زلزلهء عظيم واقع شد ، چنانچه كوهها به لرزه درآمد و عمارات عالى و مضبوط از هم ريخت و زمين جابه‌جا ترقيد و سوراخها پديد گشت و ديها و درختان را مىگويند كه
هامش
( 1 ) . از اينجا تا پايان پاراگراف ، فقط در يك نسخه آمده است .