تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
نزديك به الهاباس است ، عرف پياك « 1 » آمده آن نواحى را خراب ساخت و از راه كره و مانك‌پور به دلموء شتافت و از آنجا به شمس آباد آمده « 2 » و شش ماه اقامت نموده به سنبل رفت و از آنجا باز به شمس آباد رسيد . و بعد از بشكال در سنهء تسعمائة ( 900 ) به عزيمت گوشمال متمردان ولايت پتنه روانه شد و قتل و بند بسيار به وقوع آمد و از آنجا به جانب جونپور رفت و اسبان در اين سفر خيلى تلف شدند و از ده يكى بيش زنده نماندند و زمين‌داران پتنه و غير آن به سلطان حسين شرقى از تلف اسبان و يراق سلطان سكندر خبر نوشته ، او را طلبيدند . سلطان حسين جمعيت نموده از بهار با صد زنجير فيل بر سر سكندر آمد . سلطان سكندر مكدر گشت . از آب گنگ گذشته به جنهار رسيد و از آنجا به بنارس رفته و سلطان حسين هيجده كروهى بنارس رسيده بود كه سلطان سكندر به سرعت تمام بر سر او رفت و در اثناى راه سالباهن راجهء پتنه كه زمين‌دار معتبر بود از سلطان حسين قطع نموده به سلطان سكندر پيوست و سلطان حسين جنگ صف كرده منهزم شده و راه ولايت پتنه گرفته و سلطان سكندر اردو را گذاشته با يك لك سوار جريده تعاقب او نموده و در اثناى راه چنان معلوم شد كه سلطان حسين به بهار رفته است و بعد از نه روز سلطان سكندر آمده به اردو ملحق شده ، متوجه بهار گشت و سلطان حسين در بهار نايب خود گذاشته نتوانست آنجا بود و از آنجا به كهل گانو از توابع لكهنوتى رفت و بهار به دست افواج سكندريه افتاد و سلطان از آنجا به ترهت رفت و آن را مسخر ساخت . و در سنهء احدى و تسعمائة ( 901 ) خان جهان لودى وفات يافت و احمد خان پسر بزرگ او به خطاب اعظم خان همايونى مخاطب شد و سلطان از ترهت بازگشته به زيارت قطب المشايخ شيخ شرف الدين يحيى منيرى - قدّس الله سرّه - رفت و به درويش‌پور آمد و از آنجا بر سر سلطان علاء الدين پادشاه بنگاله روان شد و در نواحى بهار پسر سلطان علاء الدين دانيال نام به موجب فرمودهء پدر به استيصال سلطان آمده به مقابله ايستاد و بر ولايت يكديگر قناعت نموده و قرار صلح داده
هامش
( 1 ) . متن انگلسى :Prayag( جلد 1 ، ص 415 ) . ( 2 ) . از اينجا تا پايان عبارت ، فقط در يك نسخه آمده است .