تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
نواحى قصبه سكيت « 1 » بيمار شد . و در سنهء اربع و تسعين و ثمانمائة ( 894 ) وفات يافت و مدت سلطنت او سى و هشت سال و هشت ماه و هشت روز بود . ابيات :
گر افراسياب است ور پور زال * بيابد ز دست اجل گوشمال به جامى كه ساقى مقرر نمود * محال است چيزى به مردى فزود اگر پادشاه است و گر خس‌فروش * رساند اجل صوت مرگش به گوش
قطعه
به هشصد و نود و چار رفت از عالم * خديو ملك‌ستان جهان‌گشا بهلول به تيغ ملك‌ستان بود ليك دفع اجل * بود محال به شمشير و خنجر مصقول

سلطان سكندر بن سلطان بهلول بن كالا

كه نظام خان نام داشت بعد از شنيدن خبر فوت پدر از دهلى به سرعت تمام در قصبهء جلالى به اردو رسيد و نعش او را به دهلى فرستاد و در روز جمعه هفدهم سنهء مذكور در كوشك سلطان فيروز كه بر كنار آب سياه واقع شده به اتفاق خان جهان بن خان جهان و خان خانان فرملى و ساير امرا بر تخت سلطنت جلوس نمود و به خطاب سلطان سكندر مخاطب گشت . مىگويند كه وقت روان شدن از دهلى به تقريب تفاؤل نزد شيخ سماء الدين كنبوپير شيخ جمالى كه از علماى كبار و مشايخ عظام روزگار بود رفت . به اين تقريب كه مبادا او رضا به سلطنت برادران ديگر داشته باشد و سبق صرف هواى « 2 » را بهانه ساخته بيان معنى عبارت اسعدك الله را از خدمت شيخ پرسيد . چون گفت كه نيك بخت گرداناد تو را خدا تعالى ، التماس كرد كه اين لفظ را سه مرتبه بر زبان مبارك خود برانيد . شيخ سه بار گفت . او برخاسته عرض داشت كه من مدعاى خود را حاصل كردم و از شيخ استمداد طلبيده متوجه لشكر شد . بعد از استقرار امر سلطنت از دهلى به عزم تسخير ملك به جانب راپرى
هامش
( 1 ) . متن فارسى : سكپت . با توجه به توضيحات مترجم انگليسى اصلاح شد . ر ك : ج 1 ، ص 410 و پاورقى . ( 2 ) . نسخه : هواى ساخته ببهانه معنى . . .