تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
از دست سلطان علاء الدين در دهلى بر اهل و عيال سلطان علاء الدين استيلا يافته و كليد حصار را آورده به سلطان بهلول سپرده بود ، بر تخت سلطنت جلوس نمود و به تدريج حميد خان را دربند كشيد و هم در آن سال به جهت سرانجام ولايت ملتان رفت . و در سنهء ست و خمسين و ثمانمائة ( 856 ) سلطان محمود شرقى به اغواى بعضى امراى سلطان علاء الدين با لشكر عظيم آمده دهلى را محاصره نمود و بعد از جنگ و تردد بسيار به دست آورد و فتح خان هروى كه از امراى معتبر سلطان محمود بود كشته شد و سلطان محمود تاب نياورده به جونپور رفت و سال ديگر در همان نزديكى از جونپور تا اتاوه آمد و بر اين معنى كه آنچه از ملك دهلى در قبض مبارك شاه بود به سلطان بهلول و آنچه در تصرف سلطان ابراهيم شرقى بود به سلطان محمود تعلق داشته باشد ، صلح نموده و شمس آباد را كه جونا خان نايب سلطان محمود داشت بعد از بشكال به سلطان بهلول وعده كرده ، هر كدام به ولايت خويش رفتند و سلطان بهلول به موجب ميعاد بر شمس آباد رفته متصرف شد و آن را به راى كرن حاكم بهون گائون داد و سلطان محمود اين معنى را نپسنديده باز به حدود شمس آباد آمده با سلطان بهلول محاربه داشت . در اين اثنا سلطان محمود رخت هستى به دار بقا كشيد و محمد شاه پسر سلطان محمود به جاى پدر به سلطنت جونپور موسوم گشت و به موجب صلحى كه قبل از اين در ميان سلطان محمود و سلطان بهلول واقع شده بود ، آشتى كرده به جونپور رفت و به تقريب اينكه قطب خان عموزادهء سلطان بهلول دربند محمد شاه افتاده بود ، سلطان بهلول باز بر سر محمد شاه نقض عهد نموده لشكر كشيد و او نيز از جونپور به شمس آباد آمده و آن را از دست هندوان برآورده گرفت و در حدود راپرى با سلطان بهلول مقاتله نمود و محمد شاه هزيمت يافته به جانب قنوج راهى شد و سلطان بهلول تعاقب وى كرده و در سنهء مذكور سلطان حسين شرقى بن سلطان محمود بر برادر خود محمد شاه خروج كرده به اتفاق امرا بر تخت مملكت جونپور جلوس نمود و لشكرى گران بر سر محمد شاه نامزد فرمود تا در كنار آب گنگ در سواد راج‌گر او را به قتل رسانيدند و سلطان حسين نيز با سلطان بهلول صلح كرد و قطب خان لودى را كه در