تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
و ملك چيمن مقطع بداؤن نبسهء خان جهان و امير على گجراتى و ديگر امرا از براى انتقام مبارك شاه جمعيت بسيار سركرده جانب دهلى روان شدند و ملك الشرق كمال الملك و سيد خان پسر سيد سالم كه خطاب اعظم خانى از جانب مبارك شاه يافته بود ، از درگاه بر سر آن امرا نامزد شدند و ملك يوسف بن سرور الملك و سدهارن و كانگو نيز همراه كمال الملك تعيّن يافتند و لشكر دهلى از گذر كيچه گذشته در برن آمدند و ملك الهداد و ديگر امراى نامدار در قصبهء اهار رسيده مىخواستند كه جنگ ناكرده از آب گنگ گذشته به هر جانبى روند ، اما چون يقين ايشان شده بود كه ملك كمال الملك از دل و جان خواهان انتقام از سرور الملك است ، بر اين اعتماد از جاى خويش نرفتند و سرور الملك از اين معنى واقف شده ملك هشيار ، نايب خود را به بهانهء كمك كمال الملك به طريق جاسوسى در آن لشكر فرستاد و يوسف خان و ملك هشيار و سدهارن كافر از كمال الملك متوهّم بوده از لشكر بيرون تاخته به دهلى رفتند و امراى سنبل و بداؤن به كمال الملك پيوستند و با جمعيت انبوه در گذركيچه آمدند و سرور الملك در پى استعداد حصار شد و روز ديگر امراى دولت‌خواه از آب جون گذشته در باغ خود فرود آمدند و حرام‌خواران و كافران از حصار بيرون آمده به جنگ پيوستند و در حملهء اول شكست يافتند و در حصار رفتند و در وقت درآمدن جمعى كثير به قتل رسيدند و بيشترى اسير گشتند و روز ديگر بعد از فتح امراى مبارك شاهى نزديك حصار سيرى فرود آمدند . بيشتر امراى اندرونى برآمده با ايشان پيوستند و تا سه ماه ميان فريقين جنگ بود و در آخر اين سال زيرك خان حاكم سامانه وفات يافت و آن ولايت بر محمد خان پسر او مقرر گشت و محمد شاه اگرچه به ظاهر با سرور الملك دار و مدارى مىكرد ، اما در باطن با امراى پدر يگانه بود و سرور الملك بر اين معنى اطلاع يافته با وى نيز در مقام غدر آمده انتظار فرصت مىبرد . و به تاريخ هشتم ماه محرم از سنهء ثمان و ثلثين و ثمانمائة ( 838 ) سرور الملك و پسران ميران صدر مكّار يكايك درون سراپردهء پادشاهى سر زده مىخواستند كه آسيبى به او رسانند . در همين اثنا محمد شاه آگاه شد و چابكى نموده كسان نزد كمال الملك فرستاد و خدمتكاران نزديك محمد شاه كه مستعد بودند سرور الملك