شمس الملك گرفته به نصرت خان گرگانداز دادند و مبارك شاه حكم فرمود تا اهل و عيال شمس الملك را از لاهور به دهلى برند و خود بازگشته به دهلى آمد .
و در سنهء ست و ثلثين و ثمانمائة ( 836 ) مبارك شاه باز به تقريب دفع فتنهء جسرت به سامانه شتافت چون در پانىپته رسيد خبر وفات والدهء خود كه مخدومهء جهان نام داشت شنيده بازگشته جريده در دهلى رفت و ده روز را به تقريب عزاى او اقامت كرده باز به لشكر پيوست و ملك يوسف سرور الملك را جانب تبرهنده براى دفع شر فولاد نامزد كرد و مبارك شاه لاهور و جالندهر را از نصرت خان گرفته به ملك الهداد كالولودى داد و چون نزديك به جالندهر رسيد ، جسرت از آب بياه عبور كرده در بجواره با الهدادكالو جنگ كرده او را شكست داد و ملك الهداد گريخته به كوهپايه رفت و سلطان در اين سال بر سر جلال خان در ميوات لشكر كشيد و از آنجا فوج به جانب گواليار و اتاوه نامزد كرده مراجعت نمود و در اين سال شيخ على جانب پنجاب آمده باز خلل انداخت . مبارك شاه عماد الملك را براى كمك امراى آن حدود نامزد فرموده شيخ على از شيور تا كنارهء آب بياه تاخته مردم بسيار اسير و تاراج كرده به لاهور رفت و زيرك خان و ديگر امرا كه در لاهور بودند محصر شدند و با او جنگ مىكردند تا شبى ساكنان لاهور در پاسبانى و يزكى تساهل ورزيدند و ملك يوسف سرور الملك و ملك اسماعيل شبى اتفاق با زيرك خان نموده بيرون آمدند و جنگ كرده منهزم شدند و شيخ على تعاقب نمود و از گريختگان بعضى به قتل رسيدند و بعضى اسير شدند . روز ديگر شيخ على لاهور را گرفت و عام و خاص آنجا را بكشت و اسير كرده در آنجا اقامت نمود و بعد از چند روز به ديپالپور آمد و ملك يوسف سرور الملك مىخواست كه ديپالپور را نيز گذاشته رود . ملك عماد الملك اين خبر را شنيده از تبرهنده ملك احمد برادر خود را در حصار ديپالپور براى نگاهبانى فرستاد و شيخ على به اين ملاحظه از آن طرف معاودت نمود و سلطان مبارك شاه به قصد دفع اين فتنه و فساد تا ماهانه رفت و از آنجا به تلوندى و از آنجا به گذر پوهى آمده از آب بياه عبور كرده به ديپالپور رسيد و از آنجا در كنار آب راوى نزول نمود و شيخ على از آب جيلم گذشته و رفت و مبارك شاه تعاقب نموده تا حصار شيور رسيد و از آب راوى نزديك طلنبه عبور كود و امير مظفر برادرزادهء
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٢٠٥