تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بحر را رشك كف جود تو در شور آورد * ور نه از باد هوا نيست چنين شوريده
ايضا له
قهرمانى كه برد سجده به سويش افلاك * پادشاهى كه كند فخر به دورش ايام قبلهء خلق و قيام دل و دين محمود « 1 » * كه جماعات سلاطينش گرفتند امام قاضى چرخ پياده كند استقبالش * حاكم راى مصيبش چو فرستد اعلام تا شبيخون نزند فتنه همى دارد پاس * حزم تو تيغ به كف داشته و الناس نيام تا نسيمى نبرد خصم ز باغ كرمت * با تب و درد سرش چرخ فزون داد زكام چرخ هر تير ترا قسمت هر سهمى كرد * زين نكوتر نتوان كردن تقسيم سهام
ايضا له
يار بيرون رفت بيرون رو تو اى جان نيز از آنك * گر برون با يار نايى باشد از يارى برون شاه محمود آنكه چون آمد برون بر اهل كفر * عيسى آمد از پى دجال پندارى برون خاصه كاكنون از براى قلع اهل كفر و بغى * شد به صد اقبال رايات جهاندارى برون كرده عهدت فتنه در بند عدم گفتم به چرخ * زينهار اين بند سلطان است نگذارى برون
ايضا له
ماه دى آمد و شد سرد بدان گونه هوا * كه نمىجنيد جز باد خنك كس از جا گشت آيين جهان سرد هوا زان سردست * آرى آرى شود از پير شدن سرد هوا آتش لاله و گلنار فرو مرد به باغ * چوب گشتند درختان چمن از سرما
هامش
( 1 ) . چنين است در هر سه نسخهء بداونى و احتمالا كلمهء « شه » بعد از كلمهء « دين » افتاده است .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 192 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى