طوطيان را حله سبز و قمريان جامه سفيد * زاغ زين تشريف عارى كو سيه دارد گليم
زان امم كاندر ته خاكند گويى « 1 » نسخهيى * نرگس آوردست اينك يك الف دارد دو ميم
سنبل و نرگس زچشم و زلف خوبان نسخههاست * زان يكى افتاد مظلم و آن دگر آمد سقيم
غنچه بشكفت از نسيم باغ آرى بشكفد * هم به آسيبى كسى كو را دلى باشد سليم
لاله با داغ سيه كاندر دل از ظلم خزانست * هندويى گويى فرو رفتست است در نار جحيم
تا به يك پا ايستاده داشته بالا دو چشم * حضرت شه را بقا مىخواهد از ربّ رحيم
آنكه با بخت جوانش آسمان پير نكوست * وز پى تعليم رايش عقل كل طفل فهيم
تا زبانى يافته از تيغ تيزش ناميه * خستهيى را خصمش اندر خاك مىسازد دو نيم
كوكب دولت كه سوى حضرتت دارد رجوع * استقامت يابد ار گردد به درگاهت مقيم
و الحق بعد از قاضى ظهير ، شاعرى كه شعرش كراى خواندن كند در هندوستان برنخاست و بعد از وفات سلطان محمود امراى كبار هندوستان چون مبارز خان و ملك ادريس كه صاحب رهتك بود ، با خضر خان منازعت نموده جهت يگانگى به دولت خان پيدا كردند و خضر خان در اين سال در فتحپور مانده به هيچ جاى حركت نكرد .
و در محرم سنهء ست عشر و ثمائة ( 816 ) دولت خان به جانب كيتهر به شكار رفته و رايان آن حدود را به دام آورده به بيتالى رفت و مهابت خان والى بداؤن آمده
هامش
( 1 ) . نسخه : نيلى .