بنگاله است ، التجا برده و حركة المذبوحى نموده ، اندك جنگ كرده فيلان و اسبان سلطنت و حشم و خدم را به باد داد و همهء آن به دست سلطان آمد و سلطان به جهت بشكال با وى صلح كرده بازگشت .
و در سنهء خمس و خمسين و سبعمائة ( 755 ) از گذر مانكپور گذشته به دهلى رسيد و بناى فيروز آباد بر كنارهء جون فرمود .
و در سنهء ست و خمسين و سبعمائة ( 756 ) به جانب ديپالپور رفت و جويى از آب ستلج برآورده به جهجركه چهل و هشت كروه از آنجا بود برد .
در سنهء سبع و خمسين و سبعمائة ( 757 ) نهرى از آب جون از حوالى مندوى « 1 » و سرور كشيده و هفت نهر ديگر به او جمع كرده به هانسى و از آنجا به راس رسانيد و در آنجا قلعهيى بنا فرمود و حصار فيروز نام نهاده زير قصر آن قلعه حوضى وسيع كرد و آن را از آب نهر پر ساخت و جويى ديگر از نهر گهگر كشيده زير حصار سرستى برد و از آنجا تا برنى « 2 » كهره و در اين ما بين حصارى بنا نهاده فيروز آباد نام نهاده و در آخر اين سال در روز عيد اضحى خلعت و منشور خليفه الحاكم بامر الله ابى الفتح ابى بكر بن ابى الربيع سليمان از دار الخلافهء مصر متضمن « 3 » تفويض جميع ممالك هندوستان به سلطان رسيد . هم در اين سال رسولان از حاجى الياس حاكم لكهنوتى با نفايس تحف و هدايا رسيده به مراحم و عواطف بىحد مخصوص گشته بازگشتند و حكم شد كه به جاى اين امتعه فيلان خوب مىفرستاده باشد و تمامى بلاد هند در تصرف سلطان فيروز بود غير از لكهنوتى كه در تصرف حاجى الياس بود و به سلطان مصالحه داشت و غير از دكن كه بعد از فوت سلطان محمد حسن كانكو متصرف شده بود .
و در سنهء ثمان و خمسين و سبعمائة ( 758 ) ظفر خان فارسى از سنارگانو با دو زنجير فيل به درگاه پيوست و نيابت وزارت يافت .
و در سنهء تسع و خمسين و سبعمائة ( 759 ) به جانب سامانه رفته ملك قبول سربردار را بر لشكر مغول كه به حدود ديپالپور رسيده بود نامزد ساخت و مغول
هامش
( 1 ) . نسخه : منداى .
( 2 ) . متن فارسى : هرنى . از ترجمهء متن انگليسى اصلاح شد .
( 3 ) . از اينجا تا « به سلطان » در يك نسخه آمده است .