قافله بر قافله روانه سازند و به دولت آباد برند و خانهها را از متوطنان بخرند و بهاى آن را نقد از خزانه دهند و انعامات وافر على حده باشد و دولت آباد به اين طريق معمور و دهلى چنان خراب شد كه سگ و گربه هم در آن نماند و اين بيت حسب حال آن بود ، بيت :
جايى كه بود آن دلستان با دوستان در بوستان * شد گرگ و روبه را مكان شد گرگ و كركس را وطن
و اين معنى باعث كمى خزينه نيز گشت و از جملهء اسباب نقصان خزاين اينكه سلطان حكم فرمود تا مهر مس را برابر مهر نقره صرف كنند و هر كه در ستدن آن تأمل مىكرد او را فى الحال به سياست مىرسانيدند و مفاسد بسيار در ملك از اين رهگذر لازم آمد و مفسدان و متمردان بىمواسا هرجا در مواضع خويش دار الضرب پيدا كرده بر فلوس مس سكه مىزدند و در شهرها برده بدان نقره و اسب و اسلحه و نفايس مىخريدند و قوّت و شوكت عظيم به هم رسانيدند و چون در جاهاى دور دست سكهء مس رواج نداشت و يك تنكهء زر به پنجاه شصت سكهء مس رسيد و كساد آن بر سلطان ظاهر شد ، حكم فرمود تا هر كه را تنكهء مس در خانه باشد به خزانهء عامره آورده تنكههاى زر برابر آن ببرد و خلايق را از اين ممر دستگاه عظيم به هم رسيد و آخر مس مس و نقره نقره بود و آن تنكههاى مس پشته پشته تا زمان سلطان مبارك شاهى به قول صاحب تاريخ مبارك شاهى مانده در تغلق آباد حكم سنگ داشت ، و الله اعلم .
و در سال ثمان و ثلثين و سبعمائة ( 738 ) هشتاد هزار سوار با سرداران نامى براى تسخير كوه هماچل كه ميان ولايت چين و هندوستان حايل است و آن را قراچل هم مىگويند ، نامزد فرموده حكم كرد كه هرجا هرجا محافظان بگذارند تا راه آمد و رفت رسد غله مفتوح باشد و بازگشتن مردم به آسانى روى دهد . بعد از درآمدن اين لشكر بنا بر خاصيت طبيعت آن كوه كه به سبب آواز مردم و فرياد ايشان و شيههء اسبان ابر و باران بسيار مىبارد و تنگى راه و كمى علف راهداران نتوانستند قرار گرفت و كوهيان غالب آمده آن افواج را برداشتند و عقب لشكر را گرفته به تيرهاى زهرآلود و سنگباران هلاك ساختند و اكثرى را به عالم باقى فرستاده به درجهء