تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
صائب او مفوض گردانيده به جانب لكهنوتى عزيمت مصمم فرمود و سلطان ناصر الدين ضابط لكهنوتى و رايان نامدار آن ديار به استقبال سلطان شتافته سر در ربقهء اطاعت درآوردند و سلطان تغلق شاه چتر و دورباش با ساير لوازم و اسباب سلطنت به سلطان ناصر الدين داده لكهنوتى را از سر نو بر او مقرر داشته فتح‌نامه در دهلى فرستاد و تاتار خان پسر خواندهء خود حاكم ظفر آباد را پيشتر روانه گردانيد تا بهادر شاه عرف توده حاكم سنارگانو « 1 » را كه دم از استقلال مىزد زنجير در گردن انداخته با جميع فيلان او به خدمت درگاه پيوست و سلطان تغلق شاه بهادر شاه را همراه گرفته مظفر و منصور به جانب دهلى بازگشت و دو منزل را يكى ساخته به طريق ايلغار مىآمد . الغ خان به شنيدن اين خبر فرمود تا قريب به افغان‌پور كه سه كروهى تغلق آباد است ، قصرى رفيع و عالى در سه روز طيار ساختند تا سلطان تغلق شاه در آنجا فرود آيد و شب گذرانيده و آسايش گرفته در ساعت سعد از آنجا به تغلق آباد نزول فرمايد . سلطان در آنجا رسيد و الغ خان با ساير اكابر و اعيان به استقبال رفته طعام مهمانى كشيد و سلطان تغلق فرمود تا فيلانى كه از بنگاله همراه آمده بودند دوانيدند و چون بنياد قصر نو تازه و بىاستحكام بود از زلزلهء فيلان در تذبذب و تزلزل آمد و مردم چون دانسته بودند كه سلطان به سرعت سوار مىشود دست ناشسته از آن خانه برآمدند و سلطان تغلق به تقريب دست ناشستن از آن خانه برنيامد تا دست از حيات شست و قصر بر سر او افتاد . مخفى نماند كه از ساختن اين‌چنين قصرى كه هيچ ضرورى نبود بوى آن مىآيد كه الغ خان قصدا مجوّف ساخته باشد ، چنانچه مشهور در عوام است ، اما صاحب تاريخ فيروز شاهى ننوشته ، اگرچه احتمال خوش آمد و ملاحظهء خاطر فيروز شاه هم دارد و اين واقعه در سنهء خمس و عشرين و سبعمائة ( 725 ) روى نمود و مدت سلطنت سلطان غياث الدين تغلق شاه چهار سال و چند ماه بود . نظم :
جهان گر كنى در ته پاى خويش * نخسبى سرانجام بر جاى خويش
و در ميان اهل هند مشهور است كه سلطان غياث الدين تغلق با سلطان المشايخ چون سوء مزاج داشت از راه لكهنوتى پيغام به شيخ فرستاد كه بعد از آنكه من به
هامش
( 1 ) . متن فارسى : سنارگانون .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 155 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى