تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ساخت و امرا و ملوك را از خود راضى گردانيد و سلطان شهاب الدين را به قلعهء گواليار فرستاد تا در سنهء عشر و سبعمائة ( 710 ) همانجا درگذشت . نظم :
كس بوى وفايى نشنيدست ز ايام * هر كس كه ز ايام وفا جست خطا كرد
و سرداران پايگان را به قتل رسانيد و ديگران را در اطراف متفرق ساخت . نظم :
نكو را نيك و بد را بد شمارست * به پاداش عمل گيتى به كارست
و مدت حكومت شهاب الدين سه ماه و چند روز بود .

سلطان قطب الدين مبارك شاه بن علاء الدين خلجى

به اتفاق امرا و وزرا بر تخت دهلى در اوايل سنهء سبع عشر و سبعمائة ( 717 ) جلوس فرمود و مناصب و جايگيرهاى لايق به امراى مقرب خويش تقسيم كرده ، حسن نام براوربچه « 1 » را كه حسن تمام داشت و از مالوه اسير شده و پروردهء ملك شادى نايب خاص و حاجب سلطان علاء الدين بود ، به اختصاص خودش سرفراز گردانيده خطاب خسرو خانى داد و طايفهء براوربچه در گجرات به منزلهء خدمتيه‌اند حالا در ملك دهلى ، سلطان از بس كه واله و شيفتهء روى او شده عهدهء وزارت را با وجود بىاستعدادى به او مفوّض ساخت . بيت :
گرت مملكت بايد آراسته * مده كار اعظم به نوخاسته نخواهى كه ضايع شود روزگار * به ناكار ديده مفرماى كار
سلطان قطب الدين چون محنت زندان كشيده بود روز اول تمام زندانيان را آزاد گردانيد و ملك فخر الدين جونا پسر غازى ملك را كه آخر به سلطان محمد عادل ملقب شد ، ميرآخور ساخت و در سال اول از جلوس داعيهء تسخير ديوگير عرف دولت آباد كرد ، امرا مانع آمدند . نظم :
پسنديده نبود ز فرهنگ و راى * جهان پادشا را خرامش ز جاى كه داند كه در پرده بدخواه كيست * به صدق اندرون مخلص شاه كيست
هامش
( 1 ) . در متن فارسى برواربچه ؛ گاهى برادر بچه ضبط شده با توجه به توضيحات ترجمه انگليسى همه موارد اصلاح شد .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 140 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى