تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
علاء الدين آخر حال بر او عاشق شد و قصهء عشق‌بازى خود را به امير خسرو گفت تا به نظم آرد و كتاب خضر خان و ديولرانى كه به عشيقه مشهور است به نام اوست و الغ خان بتى را از نهرواله به عوض بت سومنات كه سلطان محمود آن را در غزنين برده و هندوان معبود خود ساخته بودند ، در دهلى برده پى سپر خلايق گردانيد و تعاقب راىكرن تا سومنات كرد و بتخانهء سومنات را مجددا خراب ساخت و مسجدى برآورده بازگشت و نصرت خان به كهنبايت كه بندرى است مشهور رفته از آنجا « 1 » اموال و لعل و جواهر بىقياس غنيمت گرفته و كافور هزار دينارى كه به آخر سلطان علاء الدين به او تعلق خاطرى پيدا كرده نايب ملك ساخت از جملهء اين غنايم بود و الغ خان چون در حد الور رسيد به تحقيق اموال و اسبابى كه به دست مردم در جنگها افتاده بود مقيد گشت و شدت از حد گذرانيده بازيافت مىنمود و جماعتى از مغولان را كه همراه او بودند اين معنى دشوار آمده قصد غدر انديشيدند و عاقبت پريشان شده بعضى نزد راىهميرديو در جهاين كه نزديك رنتهنبور واقع است رفتند و بعضى به جاى ديگر و الغ خان به كوچ متواتر به حضرت دهلى رفت و از اينجا معلوم مىشود كه قصهء غريب‌كشى بعد از آمدن الغ خان از گجرات روى نموده و ارباب تاريخ تقديم و تأخير را منظور نداشته‌اند ، و اللّه اعلم ، و در سنهء تسع و تسعين و ستمائة ( 699 ) الغ خان به جانب قلعهء رنتهنبور و جهاين كه مشهور به نوشهر است نامزد شد و راىهميرديو نبيرهء راىپتهو را كه ده هزار سوار و پيادهء بىشمار و پيلان نامدار داشت ، جنگى كرده و هزيمت يافته به استعداد قلعه‌دارى تمام پناه به قلعهء رنتهنبور آورده الغ خان صورت حال را به درگاه عرض نمود ، سلطان را بر تسخير آن قلعه ترغيب كرد و سلطان لشكرها را جمع آورده به رنتهنبور رفت و آن قلعه را به جدّ درست و عزم الملوك تمام در اندك فرصت به قهر و غلبه گرفته هميرديو را به دوزخ فرستاد و اموال و خزاين و دفاين بىشمار به دست آورده كوتوالى براى حراست آن قلعه تعين فرمود و ولايت جهاين در تصرف الغ خان سپرده قصد چيتور نمود و آن را نيز در ايامى معدود گشاده خضر آباد نام نهاده و چترى لعل به خضر خان مذكور مرحمت نموده در قبضهء اقتدار او بازگذاشت و از
هامش
( 1 ) . نسخه : تجار .