ملك تغلق و غازى ملك از درگاه نشانى شده به جهت دفع آن فتنه نامزد گشت و ملك فخر الدين از حصار بيرون برآمده و به ملك تغلق جمع شده به اتفاق شبخون بر مغول زدند و شكست بر آن لشكر افتاده ترغى اسير گشت و ملك تغلق او را در حضرت آورد . مرتبهء چهارم محمد ترتاق « 1 » و على بيگ مغول كه پادشاهزادههاى خراسان بودند ، لشكر بسيار جرار جمع آورده دو فوج شدند ، يكى به جانب ناگور تاخت برد ، دوم دامن كوه سرمور را گرفته تا حد آب بياه كه آن را كالى مىگويند متصرف گشت . سلطان علاء الدين ملك مانك بندهء خود كه كافور نايب هزار دينارى باشد و ملك تغلق حاكم ديپالپور را به جانب امروهه نامزد ساخت و زمانى كه لشكر مغول اموال و مواشى فراوان غنيمت گرفته به كنار آب رهب مىرفت ، ملك مانك از عقب رسيد و جنگى عظيم پيوست و هر دو پادشاهزادههاى مغول داد مردانگى داده عاقبت اسير شدند و به قتل رسيدند و بيشترى از آن ملاعين علف تيغ كين گشتند و بقية السيف پريشان به ديار خود فرار نمودند و سرهاى آن هر دو سردار را بر كنگرهء حصار بداؤن برده آويختند و اين رباعى يكى از فضلاى آن عصر گفته به دروازهء جنوبى آن شهر كتابه نوشته ، رباعى :
اى حصن كه تأييد خدا يار تو باد * فتح و ظفر شاه علمدار تو باد
از نو ملك زمانه معمار تو شد * ترغى چو علا بيگ گرفتار تو باد
و مير خسرو - عليه الرحمة - قصّهء جنگ ملك مانك را كه ملك نايب خطاب يافته بود در تاريخ خزاين الفتوح به عبارتى آورده كه معجزه است و طاقت بشرى از اتيان به مثل آن به عجز قايل و معترف ، اگرچه تمام كلام آن خسرو شاعران از اين نمط است و تعريف و فرق نهادن ديگرى فضول و غلط . شعر :
اذا ما جلّ شيئ عن خيال * يدقّ عن الاحاطة و المثال
مرتبهء پنجم اقبال مند و كپك مغل لشكرها جمع آورده به انتقام محمد ترقاق و على بيگ در سرحد ملتان تاختند و سلطان اين مرتبه نيز ملك نايب و ملك تغلق را نامزد فرمود و ايشان به وقت بازگشت مغل به ايلغار رفته تعاقب كردند و كپك در جنگ گرفتار شد و اسيران و غنايم بسيار كه به دست كفار تاتار افتاده بودند به عوض
هامش
( 1 ) . متن فارسى : « ترياق » چند سطر پايينتر « ترتاق » ، ترجمهء انگليسى : ترماق ( جلد 1 ، ص 250 ) .