تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
جماعتى كه به ايلغار متعاقب او رفته بودند او را دستگير ساخته به ملازمت سلطان فرستادند و هر جا كه خويش و تبار او بود مستأصل گردانيدند و قتلغ خان نام برادر او نيز در آن ميان تلف شد . ع :
رخنه‌گر ملك سرافكنده به
و در همان ايام عمر خان و منگو خان دو برادرزادهء سلطان در بداؤن سر بغى كشيدند و امرايى چند از درگاه رفته گرفته آوردند تا ميل در چشم آنها كشيدند . نظم :
با ولى نعمت ار برون آيى * گر سپهرى كه سرنگون آيى
ديگر آنكه در ايام محاصرهء سلطان قلعهء رنتهنبور را حاجى مولا « 1 » نام شخصى از خيلان ملك الامرا كوتوال مفسدى چند به هم رسانيده در دهلى فرمان لباسى ظاهر ساخته و از دروازهء بداؤن به شهر درآمده ترمذى نام كوتوال را طلبيد و در ساعت سرش از تن جدا كرد و دروازه‌ها را بربست و كس به علاء الملك صاحب خويش كه كوتوال حصار نو بود فرستاد كه فرمانى از سلطان آمده بيا و بخوان . علاء الملك از سر آگاه شد به طلب او نرفت و حاجى مولا مفتن به كوشك لعل رفته و بنديان را هم از زندان برآورده به هر كدام اسب و اسلحه و خرجى و افراز خزانه داده جمعيت بسيار به هم رسانيد و سيدزادهء علوى شاه تلبنه « 2 » نامى را كه از جانب مادر نسبش به سلطان شمس الدين التمش مىرسد به حضور اكابر و صدور به زور طلبيده بر در كوشك لعل بر تخت اجلاس نمود و خواهى نخواهى از اعيان شهر براى او بيعت گرفت و سلطان اين خبر را شنيده فاش نساخت و از جاى درنيامد تا به حدى فوق الحد و الغايه فتح قلعه دست داده يك هفته از معاملهء حاجى مولا « 3 » نگذشته بود كه ملك حميد الدين كه ميركويى داشت با پسران خود كه به شجاعت اشتهار داشتند و جمعى از سواران ظفر خان كه از امروهه به جهت عرض محلى آمده بودند با حاجى مولا جنگ كرده و كار او را تمام ساخته آن سيدزادهء نامراد را نيز به قتل رسانيده و سرها را به رنتهنبور فرستادند و سلطان الغ خان را به دهلى نامزد فرمود تا جماعتى را كه در اين فتنه متفق بودند پيروى نموده به معرض تلف درآورد و
هامش
( 1 ) . نسخه : مولانا . ( 2 ) . نسخه و در متن انگليسى : نبسه . ( 3 ) . نسخه : مغل .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 133 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى