تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
به كام علاء الدين گشت ، الملك للّه و العظمة للّه و واقعهء سلطان جلال الدين در هفدهم ماه رمضان سنهء اربع و تسعين و ستمائة ( 694 ) روى نمود و مدت ملكش هفت سال و چند ماه بود . نظم :
ديدى چه كرد چرخ ستمكار و اخترش * نامش مبر چه چرخ نه چرخ و نه چنبرش در خاك اوفكنده چه خورشيد ملك را * گردون كه خاك بر سر خورشيد انورش
سلطان جلال الدين طبع نظم داشت و امير خسرو بعد وفات معز الدين كيقباد در خدمت سلطان جلال الدين رسيده به شرف نديمى اختصاص يافته و مصحف او را نگاه مىداشت و خلعت‌هايى كه خاصهء امراى سلطان بود و امتياز تمام و اعتبار كلى داشت هر سال به دو مىرسيد و همچنين امير حسن و مؤيّد جاجرمى و امير ارسلان كاتبى و سعد منطقى و باقى « 1 » خطيب و قاضى مغيث هانسوى كه از جملهء فضلاى روزگار جلالى است و غزلى گفته نوزده بحرى و اين مطلع از آن است . شعر :
دو در گوش و قد خوش دو خد خوب و خط تر * فر تو فرى « 2 » پرى و پرى و با تو كر و فر ( ؟ )
و ديگر فضلا پيوسته مجلس سلطان را به زيور اشعار و نكات علمى و حكمى آراسته و پيراسته مىداشتند و اين چند بيت نتيجهء طبع سلطان است ، بيت :
آن زلف پريشانت ژوليده نمىخواهم * و آن روى چو گلنارت تفسيده نمىخواهم بىپيرهنت خواهم يك شب به كنار آيى * هان بانگ بلندست اين پوشيده نمىخواهم
و زمانى كه گواليار را در محاصره داشت صفهء بزرگ و گنبد عالى بنا كرده اين رباعى فرمود تا كتابهء آن عمارت سازند ، رباعى :
ما را كه قدم بر سر گردون سايد * از تودهء سنگ و گل چه‌قدر افزايد اين سنگ شكسته زان نهاديم درست * باشد كه دل شكسته‌يى آسايد
و سعد منطقى و ديگر شعرا و فضلا را فرمود كه عيب و هنر اين شعر را بگوييد ، همه تحسين بسيار نموده گفتند كه هيچ عيب ندارد و گفت شما رعايت خاطر من
هامش
( 1 ) . نسخه : قاضى . ( 2 ) . نسخه : فريرى و با تو .