همخوابگى « 1 » داده در پيغولهء عدم فرستاد و مدت ملك شمس الدين كيكاوس سه ماه و چند روز بود . شعر :
نوش فلك بىنمك نيش نيست * شغل جهان شعبدهيى بيش نيست
[ [ طبقه چهارم : خلجيان ] ]
سلطان جلال الدين بن يغرش خلجى
كه ملك فيروز نام و شايسته خان خطاب داشت در سنهء تسع و ثمانين و ستمائه ( 689 ) به اتفاق ملك چهجوكشلى خان ، چنانچه گذشت ، تخت سلطنت را آرايش داد و چون قبل از اين نايب و ضابط ملك بود مهمات ملكى بر او قرار گرفت . مخفى نماند كه اگرچه شهاب الدين حكيم كرمانى جونپورى صاحب تاريخ طبقات محمود شاهى نسب سلطان جلال الدين و سلطان محمود مالوى را از نسل قالج خان داماد چنگيز خان درست كرده ، در اين باب قصه دارد مطنب ، اما ظاهر آن است كه اين معنى وقوعى نداشته باشد و صاحب طبع سليم را به اندك تأملى فساد دعوى او معلوم مىشود و نيز در ميان قالج و خلج هيچ نسبتى نيست با آنكه قالج به زبان تركى ملايمتى ندارد و اگر باشد قلج باشد به معنى شمشير « 2 » و در بعضى تاريخ آوردهاند كه خلج نام يكى از فرزندان يافث بن نوح عليه السلام است و خلجيان منسوب به اويند . و الله اعلم .
فى الجمله ، سلطان جلال الدين بيشتر مناصب ارجمند را بر فرزندان و برادران خويش تقسيم نموده پسر بزرگ را خانخانان و ميانگى را اركليخان و خرد را قدر خان و ملك حسين عمّ خود را تاج الملك مخاطب ساخت ، بر اين قياس ديگران را خطابها داده جايگير مقرر فرمود و در كنار آب جون در مقابل قصر معزى باغى نو و شهرى نو بنا نهاده و حصارش سنگين فرمود . چون مرتب گشت به شهر نو منسوب گرديد و در شعبان سال دوم از جلوس ملك چهجوكشلى خان در كره رفته سر از
هامش
( 1 ) . نسخه : همخانگى .
( 2 ) . اين نزاع لفظى بيش نيست چه قالج و قلج هر دو يكى است و الف در اولين به جاى فتحهء قاف دومين است به حسب رسم خط الفاظ تركى كما تقرر فى موضعه و قاف به جاى خا به زبان متاخران عجم شايع است .