تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
روز را تاريكى آمد چون به هم بر بافتند * زرد شد خورشيد چون خنجر به خنجر بافتند روز نزديك فرو رفتن شده از رزم تيغ * آسمانى بر سر خورشيد لشكر بافتند شانه را زانست « 1 » آن صفهاى تيغ از هر دو سو * سركشان چون موى در مو يكدگر بر بافتند آبگون شد خاك چون جوشن به جوشن دوختند * گلستان شد دشت چون اسپر در اسپر بافتند آسمان پر مىكشد « 2 » گويى كه بگريزد ز تير * تيرها بالاى سر زان پر كه در پر بافتند صاف گشت از تيغ چون نيمى سر كافر تمام * كافران هر صف كه چون مرغول كافر بافتند از سرشك خون همه ياقوت سرخ تيغ جست * تا مكلل شد علمهايى كه در زر بافتند هم يكان سر شد دوكان شمشير چون بر هم زدند * هم دوكان سر شد يكان سرها چو در سر بافتند كشتگان افتاده در اطراف آن صحراى سبز « 3 » * همچو صورت‌ها كه در ديباى اخضر بافتند پيش ازين كوشش بود كز چاشتگه تا وقت شام * روبه‌رو و مو « 4 » به مو و سو به سو بر بافتند خواست شه تا نطع نصرت گسترد ليكن چه سود * كز فلك آن نطع را بر شكل ديگر بافتند اندر آن ميدان كه فرق از مرد تا نامرد بود * اى بسا كس را كه لبها خشك روها زرد بود
هامش
( 1 ) . نسخه : مانند . ( 2 ) . نسخه : پر مىكند . ( 3 ) . مصراع عينا از پاورقى جلد 1 ، ص 203 انگليسى نقل شد . ( 4 ) . نسخه : سربسو .