و هم در اين سال جلوس تاتار خان پسر ارسلان خان از لكهنوتى شصت و سه فيل پيشكش فرستاد و در اين سال سلطان تا بيتالى و كنپله رفته حصار بيتالى و كنپله و بهوجپور و ديگر قلعهها بنا كرد و با پنج هزار سوار به بهانهء استعداد سفركوه جود از آب گنگ گذشته از دهلى دو شب در ميان ولايت كانتهر درآمده مرد معنى را تا هشت ساله نيز به قتل رسانيد و زنان را بند كرد و چنان تنبيه داد كه تا عهد جلالى ولايت بداؤن و امروهه از شرّ كانتهريان ايمن بود و راههاى بهار و جونپور و تمام راههاى شرق رويهء هند را كه مسدود بود مفتوح گردانيد . ولايت ميوات مياندوآب را به سرداران زبردست داد تا متمردان را به قتل رسانيدند و بندى ساختند و بر سمت كوهپايهء سنتور تاخت و در آن حدود قلعه بنا كرد و حصار نو نهاده به كوه جود رفت و لشكر به جانب لاهور كشيد و حصار لاهور را كه در عهد سلطان معز الدين بهرام شاه از دست مغولان خراب شده بود از سر نو بنا فرمود و اينجا بيمار شد و خبر ناخوش به سرحد لكهنوتى رسيد و طغرل نايب امين خان كه بعد از شير خان در آن ديار منصوب بود بنياد طغيان نهاد و با صاحب خود امين خان جنگ كرد و غالب آمد و او را اسير ساخته اسباب شوكت پادشاهى به هم رسانيد و سلطان معز الدين خطاب خود كرد و چند فوج سلطانى كه به جنگ او رفته بودند همه را شكست داد و سلطان غياث الدين لشكر بر سر طغرل كشيده او در بحرهء سرو نشسته به طرف جاجنكر و تاركيله رفت و ملك اختيار الدين بيگ برلاس را حكم به تعاقب او شد راىسنار نام و هنوج نام سلطان را ملازمت كرده متعهد آوردن طغرل گشت و ملك اختيار الدين به ايلغار رفته طغرل كه در جنگلى گريخته مىگشت ، غافل يافت و به قتل رسانيده سر او را به درگاه فرستاد و سلطان آن ملك را به پسر خرد خويش بغرا خان حاكم سامانه كه آخر سلطان ناصر الدين خطاب يافت با چتر و دورباش داده به تختگاه رسيد . چون بعد از وفات شير خان كه عمزادهء سلطان و از بندههاى چهلگانى سلطان شمس الدين و حاكم لاهور و ديپالپور در غزنين خطبه به نام سلطان ناصر الدين خوانده بود و مغول در ايام حكومت او به هندوستان روى آمدن نداشت ، راه آمد و شد بر مغول وا نشده بود ، سلطان بلبن به جهت تدارك اين فتنه پسر بزرگ خود سلطان محمد را كه مشهور به خان شهيد و قاآن ملك است چتر
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٨٩