استماع نمود ، از وثاق خود بيرون رفته پناه به گوشهاى برد و بعد از تفحص پيدا شده به قتل رسيد « 691 » و پسر او كه به غايت جميل بود همراه تراكمه فرار نمود و جمعى امرا كه پدران ايشان نيز تربيت يافتهء اين خاندان بودند به اختيار يا اضطرار از ميرزا سلطان حسين فرار نمودند . اگرچه بر كرم آن حضرت اعتماد آن بود كه گناه ايشان را عفو خواهد فرمود .
بيت
بيا كه حلم شهنشه ثبات آن دارد * كه رو نتابد اگر با شدت هزار گناه
اما به سبب آنكه از اطوار و كردار خود شرمنده بودند جلاى وطن اختيار نمودند .
مصرع
كه گر گناه ببخشند شرمسارى هست
بعضى روى اميد به ولايت ماوراء النهر نهادند و فوجى به عزيمت ناحيت قندهار عنان به سمند بادر رفتار دادند و جمعى متوجه صوب عراق شدند و بسيارى در قيد اسار گرفتار شدند و ميرزا سلطان حسين همان روز « 692 » به بامداد پاى دولت بر سرير سلطنت نهاد و بار عام داد .
ذكر طلوع آفتاب رايت سلطانى و جلوس بر سرير سلطنت خراسان نوبت ثانى
چون شاه ابو الغازى ميرزا سلطان حسين بهادر و بار ديگر بر سرير سلطنت خراسان مستقر ساخت و نهال آمال خصم قوى را از بيخ برانداخت پشت دولت بر
هامش
( 691 ) . در حبيب السير گفته است كه امير على جلاير روز ديگر به ياسا رسيد و يعنى روز ديگر بعد از قتل شاهزاده .
( 692 ) . ايضا : روز ديگر .