مسند خلافت باز داد و ابواب عواطف پادشاهانه بر روى اميد عالميان گشاد ، سادات و قضات و موالى و اهالى و خواص و عوام به ازدحام تمام به درگاه جهان پناه شتافتند و مراسم تهنيت قدوم همايون بهجاى آوردند و آن حضرت نسبت با تمام رعيت انواع مرحمت و اصناف رعايت و عنايت فرمود و هركسى را مناسب قدر و مرتبه دلجويى نمود و چون رعايا از آسيب خدنگ ظلم زمان تركمانان و آنچه ازين پيش واقعه شده بود دلهاى فگار داشتند و مطالبات بندگان حضرت را بر حالت اولى مىپنداشتند و ميرزا سلطان حسين عجز و درماندگى رعيت را دانسته بود رفع توهم رعيت به اظهار آثار عدالت فرمود و روز ديگر كه صبح سعادت از افق عنايت طلوع كرد و سلطان فيروز جنگ مهر بر سرير سپهر برآمد ، آن حضرت بر تخت خلافت به تمكين تمام مقام و آرام فرمود و جناب معالى انتساب افضل علماء الأسلام ، اقضى قضاة الأنام ، مولانا قاضى قطب الدين احمد الامامى « 693 » و جناب فضايل مآب ، اعدل حكام الأنام مولانا معز الدين « 694 » شيخ حسين النقوى را استدعا نمود و فرمود كه اين نوبت در خاطر چنان قرار يافته و انوار توفيق ربانى بر آن تافته كه در همه حال ابواب عدالت مفتوح باشد و از جهت حوالات و تحميلات مطلقا به رعيت آسيبى نرسد و همه وقت در سايهء هماى دولت ما فارغبال و منتظم احوال باشند . درين وقت ، عجالة الوقت حكم فرموديم كه در شهر و بلوكات و ساير ولايات مدت دو سال وجوه خارجى و زر لشكر * كه رعيت از آن به غايت در زحمت بودند نستانند و اصلا و قطعا از جهت لشكر و خارج تعرض نرسانند كه دانسته بخشيديم و خدمت قاضى را با آنكه هرگز معهود نبود كه با منادى گرد شهر برآيد آن حضرت فرمود كه به اتفاق خدمت مولوى منادى كنان گرد شهر برآيند و تمام رعيت را به بشارت اين موهبت اعلام نمايند و جناب قاضى و خدمت مولوى به موجب فرموده
هامش
( 693 ) . ذكرش اطرادا در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 336 آمده است و بر صفحه 168 همين جزو حبيب السير مفصلتر .
( 694 ) . حبيب السير ( ج 3 جزو 3 ص 235 ) : كمال الدين .