تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1050

مساهمون:

ص١٠٥٠
معمور شد و شرايع اسلام و شعاير دين نبى عليه الصلاة و السلام به وضوح و ظهور پيوست و مجارى امور و مصالح جمهور رونق و طراوت گرفت و آوازهء عدل و احسان و صداى نداى من و امان در بسيط جهان به تخصيص مملكت خراسان چنان اشتهار يافت كه شير ژيان برعكس طبيعت چنگ از دامن صيد بازداشت و چون شير علم به خوردن باد قانع شد و باد خزان كه همواره برد ابر و سپاه او گرد فنا از صحن چمن بر مىآورد بر خلاف خاصيت در احياى اطراف گلزار روزگار آثار اعتدال بهار و اعجاز انفاس روح بخش مسيحا آشكار كرد . بيت
آثار عدل شاه در اطراف باغ ملك * پاييز را طبيعت فصل بهار داد
و هواى ولاى دولت قاهره در ضمير مطيع و عاصى و در خاطر ادانى و اقاصى جاى گرفت و زبان غايب و حاضر و سامع و ناظر به ذكر دعا و نشر ثنا زيب و زينت يافت و روزگار جفاكار به حسن عدل اين سلطان كامكار عذر جرايم ايام گذشته خواست و به زيور امن و امان و گوهر عدل و احسان اطراف مملكت خراسان آراست و رسوم محدث و بدعتهاى مذموم از بسيط جهان برانداخت و به ميامن معدلت تمام آن ولايت معمور و آبادان ساخت و عالميان در رياض فراغت و رفاهيت خرامان شدند و جهانيان در پناه امن و امان جاى گرفتند . چون راى اقاليم گشاى پادشاه خورشيد ضمير جمشيد سرير به صفت نصفت و فروغ عدالت انجلا يافت و عنان سمند آسمان توان به صوب عدل و احسان و سمت امن و امان تافت به چشم بصيرت دوربين و ديدهء عين اليقين در آئيينه اعتبار معاينه ديد و در جام جهان‌نماى روزگار به چشم استبصار پادشاه عدالت شعار مشاهده گرديد كه قوام دين و دولت و نظام ملك و ملت به حسن راى و زير عطارد تدبير سرانجام يابد و پرتو آفتاب معدلت پادشاه چون فروغ جهان‌افروز ماه به واسطهء فكر صايب و زير ثاقب ضمير بر عالميان تابد .