عمل نمودند و رعيت از وصول اين بشارت غلغلهء مسرت به آسمان رسانيدند و دعاى دوام دولت آن حضرت به ايوان كيوان گذرانيدند و هر زمان به هزار زبان با يكديگر مىگفتند :
بيت
اين چه مىبينم به بيدارى است يا رب يا به خواب * خويشتن را در چنين نعمت پس از چندان عذاب
و روز پنج شنبه بيست و پنجم ماه كه پادشاه فريدون گاه عزم زيارت گازرگاه فرمود و روى نياز و اخلاص بر آن درگاه سود و به منادى تمامت مردم شهر و بلوكات را از اكابر و اصاغر بدان خجسته مقام طلبيده ترتيب طوى عام نمود و سى سر اسب و سيصد راس گوسفند با مصالح و ما يحتاج آن مهيا گردانيده طعامهاى لذيذ و آشهاى لطيف كشيدند على ملأ الناس و جناب شريعت انتساب مولانا معز الدين شيخ حسين را نزديك مسند سلطنت طلب داشته فرمود كه دار السلطنه را به دستور سلطان سعيد شهيد ضبط مىبايد نمود ، اگر به نفس من يا برادر يا فرزند حدّ شرعى متوجه شود در اجراى آن تأخير نمىبايد فرمود .
مصرع
كه آفتهاست در تأخير و دولت را زيان دارد
و من در همه حالت غايت امداد و معاونت بهجاى خواهم آورد و اگر خدمت مولوى اهمال و امهال تجويز خواهد نمود به يقين داند كه خلاف خاطر همايون خواهد بود .
بيت
خلاف راى سلطان راى جستن * به خون خويش باشد دست شستن
و مشاهد ملك و ملت و معاهد دين و دولت كه رو به خرابى داشت منور و