تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1036

مساهمون:

ص١٠٣٦
سلطان حسين عنان عزيمت به آن طرف تافته مردم دودل به يكبارگى ويران و پريشان شدند و اين صورت نوزدهم ذى الحجه روى نمود . و در همين روز ، ميرزا محمد عمر « 672 » بن ميرزا سلطان خليل بن ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا محمد سلطان بن ميرزا محمد جهانگير بن حضرت صاحبقران به جانب گرمسير حركت فرمود و از امرا ، مير يوسف ترخان و جمعى دلاوران ملازم ركاب او روان شدند و چون به حدود گرمسير رسيدند ، امير نظام الدين احمد توكل برلاس كه از عظماى امراى ميرزا سلطان ابو سعيد و حاكم قندهار بود قاصدان به استدعاى ميرزا محمد عمر فرستاد و نويد سلطنت آن ولايت داد و شاهزاده عزيمت آن ولايت نمود و به دولت بر سرير دولت آن مملكت استقرار فرمود . و ميرزا سلطان حسين به ظاهر قلعهء نيره‌تو رفته اوروق را به قلعه درآورد * و با بقاياى لشكر خراسان و امراى تركمان عازم جانب آب مرغاب شد . امراى تركمان و امير سلطان ارغونى اجازت خواسته به طرف جيحون رفتند و ميرزا سلطان حسين به ميان الوس ارلات درآمد و از فرزندان امير يادگار شاه كه با خاندان خلافت نسبت قرابت داشتند ، امير پير محمد و اميرزاده جعفر ، كه به صباحت خدّ و رشاقت قدّ يوسف زمان بود و برادر او امير زين العابدين با تمامت ايل ارلات كمر خدمت برميان جان بسته مىگفتند : بيت
هماى اوج سعادت به دام ما افتد * ترا چنين كه گذر بر مقام ما افتد
و همه را نوازش نموده « 673 » چارغبهاى طلا و كمر شمشيرهاى مرصع و اسبان خوب و خيمه و خرگاه مرغوب و شتران قطار و استران بسيار عنايت فرمود و امير
هامش
( 672 ) . صورت نسبش در زامباور شجرهءTمطابق است به متن . ( 673 ) . نسخ : و همه به نوازش پادشاهانه اختصاص يافته جمعى كه مناسب مناصب بودند به امارت ديوان اعلى معين شدند .