تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1021

مساهمون:

ص١٠٢١
محافظت او را به امراى ارلات رجوع فرمود و ايشان او را در غايت عظمت محافظت نمودند و آنچه امكان حرمت و خدمت باشد به‌جا آوردند و بعد از حدوث واقعه ، به جانب سمرقند فرستادند . « 644 » شرح احوال اولاد امجاد و اعقاب سلطنت انتساب كه جواهر زواهر تاج سلطانى و كواكب ثواقب سپهر كامرانىاند قلم ستوده مقال بر سبيل اجمال بر زبان آورد . * بعد ازين آنچه واقع شود در بيان آيد . ان شاء اللّه تعالى

ذكر منع فرمودن حضرت اعلى جمعى را كه داعيهء تغيير خطبه و ميل اظهار مذهب شيعه داشتند

ميرزا سلطان حسين چون بر سرير سلطنت خراسان تمكن يافت و انوار دولت او بر اطراف آن مملكت تافت ، تمام اعيان و حكام خراسان سر بر خط فرمان نهادند و ضماير و سراير بر محبت و مودت او قرار دادند و او نيز با رعيت غايت عنايت و مرحمت فرمود و دست تعرض بىباكان از دامن عرض و ناموس ايشان كوتاه بود و چون جناب سلطنت پناه چندگاه در اطراف مملكت طواف نمود و حسن عقيدت آن حضرت بر عالميان واضح نمود ، جمعى كج‌نظران را در آيينهء اعتقاد چنان روى داد كه آن حضرت ميل و غلوى عظيم در مذهب رفض و تشيع خواهد داشت « 645 » و طريقهء پسنديدهء اهل سنت و جماعت را به يكبارگى خواهد گذاشت و در ابتدا سعى بليغ نمودند كه خطبه را بر منابر اسلام به نام دوازده امام موشح سازند و اسامى گرامى خلفاى راشدين را به كلى براندازند . حضرت سلطنت پناه چون ازين داعيه آگاه شد و اين معنى از عظايم امور دينى بود ، جمعى امرا و صدور جهت استكشاف حقيقت آن به مجلس حقايق آثار عالى جناب معارف نثار ، سلطان ارباب الحق و التحقيق ، برهان اصحاب الأيقان و التدقيق ، مولانا نور الملة والدين عبد الرحمن الجامى ادام اللّه
هامش
( 644 ) . در حبيب السير بعد از ذكر سلطان ولد ، شرح حال ميرزا سلطان عمر آورده است كه در مطلع نيست . ( 645 ) . ر ك به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 216 براى صورت اين واقعات نزد صاحب آن كتاب .