تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1024

مساهمون:

ص١٠٢٤
نهادند . اللهم وفق للأتمام و در روز هفتم كه آش عزا مىدادند ميان موالى در تقديم و تأخير نزاعى قوى شد . مصرع
دو على در علو غلو كردند
و دورودراز كشيد « 649 » و سخن آن به كرات به مجلس اعلى رسيد و قرار نيافته به جايى نرسيد و بيست و سيوم محرم كه قران نحسين در آن شب بود ، جناب صدارت مآب مولانا قطب الدين الخوافى را گرفته زحمت بسيار دادند و مبلغ صد و پنجاه هزار دينار كپكى حاصل كردند و عاشر صفر باز او را تربيت فرموده منصب صدارت عنايت فرمود . بيت
زمانه گرچه بيازاردش نيندازد * كسى نيفكند از دست رايگان گوهر
درين اثنا ، حضرت اعلى عزم يورش جانب مازندران فرمود .

ذكر عزيمت همايون به يورش جانب مازندران و هجوم ابو المظفر يادگار محمد

ميرزا يادگار محمد ولد ميرزا سلطان محمد بن ميرزا بايسنغر بن حضرت خاقان سعيد بود و در آن زمان كه ميرزا جهانشاه تركمان تسخير خراسان فرموده به جانب مملكت آذربايجان معاودت مىنمود ، ميرزا يادگار را با خود برده در هرات نگذاشت * و رعايت حقوق حضرت خاقان سعيد نموده چند سال او را معزّز و مكرّم داشت و بعد از واقعهء ميرزا جهانشاه امير حسن بيك نيز با نسبت او غايت تعظيم و اكرام و توقير و احترام به‌جاى آورد * و چون ميرزا سلطان ابو سعيد به ولايت آذر بايجان رسيد ، امير حسن بيك به كرات اعلام داد و پيغام فرستاد كه وارث ملك
هامش
( 649 ) . نسخه : ده روز دراز كشيد .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1024 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى