مغول را با فوجى دلاوران در برابر مخالفان باز داشته و اسباب پادشاهى گذاشته از ميانه كناره گرفت و يار على مغول گرفتار شده در هرات به قتل رسيد و امير زين العابدين به اتفاق عم خود امير مظفر الدين پير محمد ولد امير يادگار شاه ارلات ولايت و شهر بلخ و تمامت آن حدود را در قبضهء اقتدار آورد .
و ميرزا سلطان حسين ، بعد از فتح هرات ، امير شيخ زاهد طارمى را كه در سلك امراى عظام انتظام داشت به حكومت ولايت استراباد مقرر فرمود و او به آن ملك رفته حدود آن مملكت را به واجبى ضبط نمود و ميرزا منوچهر برادر اكبر ميرزا سلطان ابو سعيد كه از ورطهء واقعهء آذربايجان جان به حدود ولايت مازندران رسانيد در نواحى مملكت سارى و رستمدار رايت عظمت بلند گردانيد و داعيهء جهانگشايى و فرمانروايى داشت . امير شيخ زاهد آن خيال محال در دماغ او نگذاشت و ناگهان بر سر او تاخت و ولايت وجود او را از والى حيات باز پرداخت .
مصرع
همچون گل ناشكفته در خاك بريخت
و شاهزاده ميرزا محمد سلطان مشهور به كيچيك * ميرزا كه خواهرزادهء ميرزا سلطان حسين بود با والده و والد خود ميرزا سلطان احمد بن ميرزا سيدى احمد بن ميرزا ميرانشاه بن سلطان صاحبقران امير تيمور گوركان از طرف قراباغ « 635 » اران به سلامت بيرون آمده بود به هرات رسيدند و ميرزا سلطان حسين همه را رعايت و عنايت فرمود و دلجويى و نوازش نمود و ميرزا كيچيك را خيل و سپاه و سراپرده و بارگاه و امرا و وزرا مقرر ساخت و چتر و علم برافراخته طوق و نقارهخانه زلزله در جهان انداخت و عنان مهمات كلى در قبضهء اهتمام او نهاد و راى او را در ملك و مال اثر تمام داد . « 636 »
هامش
( 635 ) . ر ك به ليسترينج ص 179 .
( 636 ) . بعدش در چند نسخه : و آن حضرت را تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه و حسن ارادت و اعتقاد به اهل اللّه و انتظام در سلك ارباب انتباه ضمايم ساير اوصاف تواند بود .