منازل خود مىرفتند تا به اندك زمانى كار جهانى ساخته و مهمات عمارت پرداخته شد . * رجاى واثق كه به خير و خوبى حسن اتمام و شرف اختتام يابد و آفتاب دولت و سعادت بر اطراف و اكناف آن تابد و اللّه الموفق و المعين و به باغ جهانآراى موسوم شد و چهار طرف آن باغ بهشت آثار به انواع اشجار ميوهدار و درختان ديگر از سرو و صنوبر و بيد و چنار و تاكهاى انگور و گلهاى رنگين رشك رخسار حور آراسته شد و در تعريف باغ گويد :
نظم
چمنها چو باغ جنان راست شد * شه كامران هرچه مىخواست شد
ز سرو و صنوبر ، زبيد و چنار * شد آراسته هر طرف جويبار
ز الوان اشجار ميوه رسان * برون از شمار است و افزون ز سان
ز شفتالو و سيب و امرود و به * كاز آن نيست اندر جهان ميوه به
زبان گر كند شرح آنها بيان * ز شفتالو پرآب گردد دهان
چو از سيب و امرود سودا پزم * ز حسرت لب خود به دندان گزم
بهى را عجب گونهء رنگ و بوست * يكى رنگ عاشق دگر بوى دوست
گل از طلعت يار دارد نشان * كازو مىرسد روح و راحت به جان
بود تاك رز طرفه شاخ نبات * كازو شد عيان عين آب حيات
مى آب حيات است و ساقى خضر * به آب حيات است باقى خضر
زمى بس كه شد مست و شيدا قلم * به جاى سر اينجا نهد پا قلم
به اين نوع تزيين و آيين چمنها و بساتين رقم فرمود و امراى عظام ، صبح و شام ، غايت اجتهاد و اهتمام بذل نمودند .
ذكر حالات كه در خراسانات و ساير ولايات واقع شد
ميرزا سلطان ابو سعيد ، در آن زمان كه رايت آفتاب اشراق به صوب مملكت