تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1010

مساهمون:

ص١٠١٠
عراق برافراخت و عزم يورش آن ممالك مصمم كرد ، شهزادهء عالى جناب غياث الدين ميرزا سلطان احمد را كه اكبر اولاد او بود و به كمال عدالت ضبط سمرقند مىنمود مقرر فرموده بود كه هرگاه خبر ظهور ميرزا سلطان حسين از جانبى به ثبوت پيوندد ، ميرزا سلطان احمد با لشكرهاى توران زمين عازم دفع او شود و در وقتى كه ميرزا سلطان ابو سعيد در مضيق مقابله و مقاتلهء امير حسن بيك به تنگ آمده بود صيت صولت و آوازهء عزيمت ميرزا سلطان حسين از طرف ولايت نسا و ابيورد در ممالك خراسان و ماوراء النهر ظاهر شد و امير تاج الدين حسن ملكى كه حاكم دار السلطنهء هرات بود حصار و برج و باره ضبط فرمود و صورت واقعه به جانب دار الملك سمرقند ارسال نمود و ميرزا سلطان احمد با لشكرى گران از اطراف ولايات ماوراء النهر و تركستان قريب پنجاه هزار سوار نامدار و دلاوران شجاعت شعار از جيحون گذشت و به سرعت تمام متوجه هرات شد « 633 » و چون به حدود مرغاب رسيد ناگاه خبر واقعهء ميرزا سلطان ابو سعيد شنيد و ميرزا سلطان حسين جمعى كه از طرف ولايت آذربايجان آمده بودند و اين خبر رسانيده همان جماعت را به جانب ميرزا سلطان احمد فرستاد و شرح واقعه اعلام داد و سپاه ماوراء النهر چند روز متردد بودند و عاقبت مراجعت نمودند . و درين اثنا ، خلف اعاظم الأمراء امير زين العابدين ارلات « 634 » به رهنمونى دولت به اردوى ميرزا سلطان حسين آمد و به عواطف پادشاهانه اختصاص يافته به موجب فرمان متوجه تسخير ولايت بلخ و شبورغان شد و ميرزا سلطان محمود كه هرات را گذاشته عازم كنار جيحون بود ، در اثناى راه ، با امراى ارلات ملاقات نمود و از طرفين به مقابله پيش آمدند و آتش قتال اشتعال يافت . ميرزا سلطان محمود يار على
هامش
( 633 ) . در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 192 گفته است كه سلطان احمد بعد از واقعهء قراباغ به عزم تسخير ولايات خراسان از آب آمويه بگذشت و چون به حدود اندخود خبر استيلاى سلطان حسين شنيد به صوب سمرقند مراجعت كرد . ( 634 ) . ر ك به حبيب السير ص 23 جزو 3 جلد 3 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1010 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى