تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 997

مساهمون:

ص٩٩٧
مىنگارند و از مشاهير روزگار كه به جود ابردست گهربار در ممالك جهان خاصه ولايت هندوستان چون خورشيد در نصف النهار به ملك تجار اشتهار يافته و با وجود ملك الأمرايى و فرمانروايى مملكت گلبرگه انوار اسرار علوم بر ضمير منير او تافته خواجه جلال الدين محمود قاوان * از ولايت رشت است و عالى جناب فضايل مآب خواجه غياث الدين عادلشاه « 609 » كه سلالهء اعاظم وزرا و امراى آن ولايت است و اصل عالى رتبتش از بلاد عرب و مدتى به تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه اشتغال دارد از ولايت فومن است و در تاريخ سنهء خمس و سبعين در هرات متوطن است و اگر كسى ميل تفصيل احوال ولايت گيلانات نمايد ، در تأليف خواجه عادلشاه مذكور كه در تعريف آن مملكت تحرير نموده مطالعه فرمايد . اين سطور به التماس دوستى نوشته شد و المأمور معذور . و لشكر شكستهء ميرزا سلطان ابو سعيد پيش از ولايت گيلان به جنگلستان تالش « 610 » رسيد و چندان‌كه آخر در ولايت گيلان مكارم اخلاق مشاهده نمودند به عكس آن اول در تالشستان « 611 » در زحمت و محنت بودند و چند روز در تالش به كوفت و مالش و آه و نالش به سر بردند تا عاقبت به انواع مشقت و زحمت جان از آن ورطه به در بردند و به گيلان درآمده عازم خراسان شدند . و ميرزا سلطان محمود با لشكرى كه در پناه رايت نصرت آيت او بود به طرف تختگاه پدر عزيمت نمود و از مملكت آذربايجان و عراق بيرون آمده به ولايت خراسان درآمد و از نشابور گذشته در صحراى فراه‌جرد ، امير اعظم مبارز الدين ولى بيك كه از جانب ميرزا ابو الغازى سلطان حسين به طرف مشهد رفته بود به مقابلهء ميرزا سلطان محمود درآمد و آتش قتال اشتعال يافت و چون لشكر ميرزا
هامش
( 609 ) . ترجمه‌اش در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 329 دارد . در عهد سلطان حسين ميرزا وى چند سال صدر بود . ( 610 ) . براى تالش ر ك به مسعود كيهان ج 2 ص 278 . ( 611 ) . در نزهة القلوب ص 60 « ولايت طوالش » دارد .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 997 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى