تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 996

مساهمون:

ص٩٩٦
آن عالى خاندان كه پدر بر پدر تا به آدم ملوك و انبيا بوده‌اند تعريف نموده و در سوابق سنوات اكثر اوقات بيشتر ولايات گيلانات در تصرف يك پادشاه بوده و به غير سلاطين آن‌جا كسى ديگر مدخل نمىنموده و درين ايام كه سنهء خمس و سبعين و ثمانمائه است ، تمام گيلانات در تصرف دو پادشاه است و دو تختگاه دارند * و از غايت موافقت آن دو تخت را يكى مىشمارند و سفيدرود درميان آن دو ولايت فاصله است * و از ميامن محاسن اتفاق كه ميان آن دو پادشاه نيكو اخلاق واقع است آن دو مملكت را با وجود توسط انهار و تعدد بلاد و ديار وحدتى جمعى و توحدى معنوى حاصل آمده و هريك از كمال اتحاد آن‌چنان است كه در مملكت ديگرى نافذ فرمان است . شرقى آب رود سفيد ولايت عالى جناب سلطنت مآب سيادت انتساب ، قطب السلطنة والدين كاركيا سلطان محمد « 607 » است كه به صحت نسبت به سيد عجم و عرب عليه الصلاة و السلام پيوسته است . بيت
تا به حشراى دل ارثنا گفتى * همه گفتى چو مصطفى گفتى
و تختگاه او شهر لاهيجان است و هفت بلده و قصبه و توابع دارد * و غربى سفيدرود « 608 » ، و مملكت حضرت سلطنت پناه سلطان علاء الدين دباج است كه ابا عن جد شرح نسب او در كتاب درة التاج لغرة الدباج مبين است و سرير سلطنت او بلدهء فومن است و آن نيز هفت شهر و قصبه و توابع دارد * و گيلان درميان معمورهء عالم قريب به وسط اقليم رابع واقع است . طول آن از جزاير خالدات هشتاد و پنج درجه و ده دقيقه و عرض آن از خط استوا سى و هفت درجه هميشه والى آن ولايت از مردم آن‌جا بوده و بيگانه مدخل ننموده و بيشتر رعيت آن مملكت سپاهى و تجار باشند و جمعى به حليهء فضل و دانش اتصاف دارند و صورت علم و حكمت بر صفحهء خاطر
هامش
( 607 ) . ر ك به زامباور ص 193 . ( 608 ) . يعنى در گيلان بيه پس .