سلطان محمود به غايت بىضابطه بود عنان عزيمت به صوب هرات تافت و امير حسام الدين قنبر على از عظماى امراى ميرزا سلطان ابو سعيد كه پيش از آن از ولايت حصار شادمان عازم مملكت آذربايجان بود و در اثناى راه به موجب فرمان در خراسان توقف نمود ، درين ولا ، در دار السلطنهء هرات بود . چون ميرزا سلطان محمود پنج شنبه دوم رمضان صبحگاه نزول فرمود ، « 612 » امرا كه در هرات بودند به اتفاق اكابر مراسم تعظيم و اجلال و توقير و اقبال بهجاى آوردند و شرايط پيشكش و نثار به تقديم رسانيدند و همين روز ، صباح امير سلطان ارغونى با جمعى كه از مصاف امير ولى بيك « 613 » بيرون آمده بودند رسيدند و روز جمعه سيم ماه خطبه به نام حضرت صاحبقران امير بزرگ تيمور گوركان و ميرزا سلطان ابو سعيد و ميرزا سلطان احمد و ميرزا سلطان محمود خواندند و از خواص و عوام نفير عام برخاست و فرياد و زارى از اوج سپهر زنگارى گذشت و درين روز واقعهء جانسوز ميرزا سلطان ابو سعيد در دار السلطنهء هرات ظاهر گرديد .
بيت
بگرديد عالم ز آيين خويش * كه آمد عجب مشكلى سخت پيش
ز اندوه آن ماتم جان گسل * روان گشته از ديدهها خون دل
و لولهء حادثهء قيامت اثر علامت فزع اكبر به عالميان نمود و سيلاب اضطراب در جهان انداخت و به يك بار بصاير و ابصار و سراير و اسرار كبار و صغار ، اخيار و اشرار تيره و خيره ساخت .
بيت
گر درين ماتم نبودى روى خاك از گريهتر * خسرو سيارگان مىكرد بر سر خاك راه
هامش
( 612 ) . اسفزارى : از عراق رسيد .
( 613 ) . ر ك براى وى به دولتشاه 524 به بعد و لطائف نامهء فخرى و حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 214 .