تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1000

مساهمون:

ص١٠٠٠
پاس داشتند . « 620 » بيت
تا به وقتى كه دست صبح گشاد * از فلك عقدهاى در ثمين
و امير سلطان و جمعى امرا و بهادران عازم جانب اردوى ميرزا سلطان حسين شدند و امير شيخ ابو سعيد جان در ميان « 621 » به داروغگى آمده ضبط شهر نمود « 622 » و منادى فرمود كه هيچ آفريده متعرض و مزاحم ديگرى نشود . باد صبا كه گره‌گشايى غنچه عادت قديم او بود ، از بيم او نسيم گل از صحن چمن نمىتوانست برد و شير ژيان كه خوردن دل آهوان شيوهء طبيعى او بود به جان ايشان سوگند مىخورد و شهر و بيرون به غايت مضبوط و محفوظ شد . و هشتم ماه ، « 623 » اكابر و اشراف و محترفه و اصناف به رسم استقبال بيرون رفته در شمال كوه با وليگاه به شرف تقبيل انامل فياض سرافراز شدند و ميرزا ابو الغازى سلطان حسين بهادر مجموع اكابر و اشراف را دلجويى نموده و نوازش فرموده عنايات پادشاهانه شامل احوال ايشان ساخت و آفتاب عاطفت سايهء مرحمت بر احوال رعيت انداخت و موكب همايون به فال سعيد و طالع ميمون بر تخت حاجى بيك فرود آمد و مير مبارز الدين ولى بيك كه در طرف مشهد مقدس رايت مبارزت برافراشته بود و سپاه شاهزاده ميرزا سلطان محمود را از پيش برداشته ، نهم ماه مظفر و منصور به اردوى اعلى ملحق شد و روز جمعه عاشر خطبه به نام و القاب
هامش
( 620 ) . اسفزارى : تا امير سلطان ارغون و جمعى ديگر گزند و تعرّض نرسانند . - حبيب السير بعضى زوايد دارد . ( 621 ) . جان در ميان كنايه از نهايت مهربان و دوستدار كه تا جان مضايقه ندارد ( فرهنگ آنندراج ) . ( 622 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 215 بعضى زوايد بر متن دارد راجع به حركت سلطان حسين از مرو به راه پنجده و در حال سلطان حسين شيخ ابو سعيد جان درميان را به داروغگى هرات . . . ( 623 ) . حبيب السير : چهارشنبه هشتم ماه .