تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 993

مساهمون:

ص٩٩٣

ذكر اولاد امجاد و عظماى امرا و تفرقهء لشكريان به طرف شروان و گيلان و ساير بلدان

ميرزا سلطان ابو سعيد را چون صورت واقعهء هائله روى نمود ، مجموع سپاه كه در پناه رايت دولت او بودند هر طرف متفرق و پريشان شدند و شاهزادگان و امرا و باقى لشكر هريك به جانب كشورى رفتند و بسيارى در قيد اسار گرفتار شدند . شاهزادگان : ميرزا سلطان محمد و سلطان محمود و ميرزا شاهرخ از لشكرگاه بيرون رفتند و ميرزا سلطان محمد به مخالفان رسيده و تيغ انتقام كشيده بعد از جنگ و كوشش بسيار زخمدار شده گرفتار گشت و همچنين ميرزا شاهرخ را گرفته به درگاه امير حسن بيك آوردند و به موجب فرموده هر دو را در قلعه‌اى حبس نمودند و ميرزا سلطان محمود به اتفاق جمعى امراى ارغونى و باقى سپاهيان عازم صوب خراسان گشت و شرح آن خواهد آمد . امراى عظام : امير مزيد پيش از واقعه گرفتار شده بود و امراى خراسان به خود عزيمت اردوى امير حسن بيك نمودند و جمعى امراى سمرقند و مقربان را بندهاى گران نهاده چندگاه به زنجيرها مقيد بودند مثل امير محمود موسى كه و امير احمديار و ميرك عبد الكريم صدر و ميرك عبد الرحيم و ميرك عبد الوهاب و مولانا قطب الدين طبيب ، مدتى مديد طوق و زنجير اين جماعت در انواع مذلت و اهانت به دورودراز كشيد و عاقبت اكثر خلاص يافته مير عبد الكريم صدر شهد شهادت « 605 » چشيد و او به غايت خويشتن‌دار و كم‌آزار بود و پيوسته ملازمت فقرا و اهل اللّه مىنمود و امير حسن بيك امراى خراسان و مقربان و مخصوصان ميرزا سلطان ابو سعيد را طلب داشته و چشم عنايت و نظر مرحمت بر حال ايشان گماشته همه را به صنوف عنايت و فنون رعايت خاطرجويى نمود و هركه را ميل وطن مألوف بود رخصت عزيمت فرمود
هامش
( 605 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 191 : ميرك عبد الرحيم . . . « بواسطهء بعضى از سخنان فتنه‌انگيز كه گفته بود كشته گشته » .