مضبوط بود كه جناب نصرت انتساب امير حسن بيك به اردوى اعلى تشريف حضور ارزانى فرمود و بر درگاه و كرياس كيوان مماس سواره بايستاد و به ضبط حرمها و خزائن و نفايس فرمان داد و خواجه سرايان و مستحفظان حرمها را فرمود كه به دستور معهود به ضبط امور كه به عهدهء ايشان بود قيام نمودند و چند داروغه تعيين كرد كه از احوال ايشان خبردار بودند و در صدمهء اولى و طامهء كبرى اينچنين مرحمتى با خاندان سلطنت ظاهر ساخت و بعد از آن به ضبط لشكر و سياست مردم ديگر پرداخت و چون لشكر تركمان از شيشهء ضبط بيرون رفته بودند و چون شير گرسنه آن صيدها را كه به پاى خود به دام افتاده بودند از يكديگر مىربودند و غارت و تاراج از حد گذشت و بسيار از احرار به قيد اسار گرفتار گشت ، امير حسن بيك از آنجا كه فطرت سليم او بود به نفس مبارك به منع آن واقعه قيام نمود و چند كس را تيرزده بر خاك هلاك انداخت و آب تسكينى بر آتش آن فتنه زده به حسن سياست ساكن ساخت و حكم فرمود كه سپاهى تركمان و يساقى جغتايى از ميان لشكر بيرون رود و مجموع به موجب فرموده عمل نمودند و عجزهء لشكر و باقى مردم ديگر روى اميد به اردوى حسن بيك آوردند و عاطفت پادشاهانه همه را در ظل ظليل عنايت مأوى داد و ابواب رعايت و مرحمت بر روى اميد درماندگان بازگشاد و فرمان جهان مطاع شرف نفاذ يافت كه امراى خراسان و لشكر جغتايى در سايهء چتر آفتاب پيكر پادشاهزادهء عالميان ميرزا ابو المظفر يادگار محمد جمع آيند و به صدق نيت و صفاى عقيدت التجا به آن جناب نمايند و امراى خراسان و هركس را كه در آن لشكر اسمى و رسمى بود هر يك را جداجدا رعايت و عنايت فرمود .
بيت
خداى خواست كه بر عالمى ببخشايد * ضمير شاه جهان را رحيم گردانيد