تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 991

مساهمون:

ص٩٩١
چنين است آيين گردنده مهر * كه بخشد به رغبت ستاند به مهر
و شرح ماجرا كه ميان آن دو پادشاه كينه‌خواه گذشته بود قلم ستوده رقم از تفصيل و تطويل آن اعراض نمود .

ذكر آمدن جناب مظفر الدين امير حسن بيك به لشكرگاه پادشاه سعيد

ميرزا سلطان ابو سعيد چون عنان عزيمت به صوب هزيمت معطوف ساخت غوغاى فزع اكبر و غلغلهء روز محشر در لشكر انداخت و صورت
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
« 603 » به عين اليقين روى نمود و نمودار
لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ
« 604 » بر عالميان عيان بود . لشكرى بدان عظيمى چنان ويران شد كه صد هزار آدمى سرگشته و حيران گشت . بيت
فروماندگان را در آن رستخيز * نه روى رهايى نه راى گريز
و در آن حال سپاه تركمان سنان جان‌ستان در دست و خدنگ خون افشان در شست به لشكرگاه درآمدند . بيت
هر يكى را نيزه‌اى چون شعلهء آتش به دست * هر يكى بر باره‌اى چون سد اسكندر سوار
و آتش غارت و تاراج در خلائق افتاد و صرصر استغنا خزاين و دفاين را به باد بىنيازى برداد و هنوز خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه و حرمسراى محفوظ و
هامش
( 603 ) . سورة عبس 34 . ( 604 ) . سورة ابرهيم 42 .