تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 989

مساهمون:

ص٩٨٩
آمدند و سيد اردبيلى كه پيشتر امير حسن بيك او را به رسالت « 596 » فرستاده بود درين ولا معاودت نمود و به موقف عرض رسانيد كه لشكر جغتايى به غايت ضعيف است و ايشان به خود ويران مىشوند . به هيچ‌وجه صلح نمىبايد كرد و امير حسن بيك اين سخن در حساب گرفت و ايلچيان عرضه داشتند كه ميرزا سلطان ابو سعيد مىگويد اول تو مصالحه طلبيدى و ما اجابت نكرديم تا ما را اين روز پيش آمد اكنون ما صلح مىطلبيم به هرچه صلاح باشد « 597 » به تقديم رسانيم و چون آثار ضعف و فتور بر چهرهء احوال سپاه ميرزا سلطان ابو سعيد در غايت ظهور بود ، امير حسن بيك ملتمس مبذول نفرمود و فرمود كه كار از آن گذشت و ملك و دولت ميرزا سلطان ابو سعيد زير و ز برگشت و تمام امراى خراسان خطها و عرضه داشتها فرستادند و پيغام دادند كه كار ميرزا سلطان ابو سعيد شد و امير حسن بيك امير غياث الدين را اكرام و احترام نموده فرمود كه شنيده‌ام كه ميرزا سلطان ابو سعيد ترا ولايت سارى وعده داده و با آن‌كه قادر بوده نداده و در مجلس منشى خود را طلبيده و نشان همايون نوشته و مكمّل ساخته تسليم مرتضى اعظم نمود و همچنين سيد ابراهيم و سيد عبد الحى مشهدى و والدهء ميرزا سلطان ابو سعيد را اجازت معاودت فرمود . و چون ايشان به اردو باز آمدند ، دلاوران لشكر امير حسن بيك متعاقب به اردوى رسيدند و درين حال ، امراى خراسان مورچلهاى خود گذاشته به طرف امير حسن بيك رفتند و چون ميرزا سلطان ابو سعيد بىوفايى امرا مشاهده كرد ، شانزدهم رجب نيمروز ، عنان عزيمت به صوب هزيمت تافت و دو پسر امير حسن بيك در عقب رفته و او را گرفته نيمشب به اردوى خود رسانيدند « 598 »
هامش
شد . در حبيب السير گفته است كه « والدهء خود را مصحوب سيد صدر الدين به همان مهم ارسال داشت » . ( 596 ) . نسخه : به رسم خبرگيرى . ( 597 ) . اسفزارى : به هرچه مصلحت شماست ما به تقديم رسانيم . ( 598 ) . دولتشاه ص 471 گفته است كه زينل بيك ولد امير حسن او را گرفته .