تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨
شير محمد بغدادى و پير محمد بغدادى « 592 » كشته شدند و امير مزيد گرفتار گشت و باقى امرا و سرداران يك‌يك و دودو گريخته به اردوى آمدند و پسران امير عليشكر كه همراه قراول بودند ، بعد از هزيمت ، به كنار خندق رسيده درنيامدند و اميرزاده سلطان على همراه ايشان رفته در همدان او را به قتل آوردند و پدر او اميرزاده حسينعلى از صحراى موغان كه يورت قشلاق بود به موجب حكم به جانب تبريز رفته بود . و چهاردهم رجب كه آن شب جرم ماه در برج دلو به عقدهء رأس تمام سياه شده بود امير مزيد كه پشت و پناه سپاه بود گرفتار گشت . درين روز ميرزا سلطان ابو سعيد امرا را طلبيده رسم جانقى « 593 » مرعى داشت و فرمود كه كار از آن گذشت . تدبير چيست كه مردم ما را كه گرفته‌اند ضايع نكنند . بعد از مشاورت ، مصلحت وقت چنان ديدند كه از اعيان روزگار كسى كه به مزيد افتخار اشتهار داشته باشد به رسم اصلاح ارسال فرمايند و رقم اختيار به نام اشرف صناديد ايام برآمد و جناب سيادت مآب ايالت انتساب امير غياث الدين محمد « 594 » بن امير جلال الدين عبد الوهاب بن امير غياث الدين بن امير كمال الدين بن سيد قوام الدين كه قرنها پادشاه ولايت مازندران و سارى بوده‌اند قرار يافت و جناب سيادت مآب متوجه گشت و چون به اردوى امير حسن بيك رسيد ، جناب ظفر انتساب شرايط استقبال به‌جاى آورده از خرگاه بيرون آمد و جناب سيد را در آغوش عاطفت گرفت و فرمود كه هرچند مرا داعيهء مصالحه نبود اما با وجود وجود سيادت مآبى از فرموده تجاوز نخواهد فرمود و درين اثنا ، جناب فضايل مآب سيادت انتساب ، امير سيد صدر الدين ابراهيم قمى « 595 » به اتفاق مهد عليا والدهء ميرزا سلطان ابو سعيد به التماس مصالحه
هامش
( 592 ) . حبيب السير : پير محمد قورچى . ( 593 ) . چانقى به معنى مشورت و تدبير است ( رسالهء فضل اللّه خان ) . ( 594 ) . كمال الدين و پدرش مذكورند در زامباور ص 293 . ( 595 ) . ر ك براى ترجمه‌اش به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 199 ، وفاتش در اوايل عهد سلطان حسين واقع