تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦
الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
« 589 » مصرع
بر نگين خاطر غمگين نگاشت
هرچند عارف خبير از قلم تحرير و رقم تقدير داند كه مقصود چيست و مطلوب ازين تشبيب شرح واقعهء كيست ، اما صورت حال از روى اجمال شرح انتقال و ارتحال پادشاه غفران مآل سلطان عادل كامل است كه صداى اين صيت هايل نسبت با نضارت رياض عالم سم قاتل بود و زهر هلاهل در مزاج بنى آدم بيت
از سيل اشك بر سر طوفان واقعه * خوناب قبه‌قبه به شكل حباب شد ماتم‌سراى گشت سپهر چهارمين * روح القدس به تعزيت آفتاب شد
و شرح احوال به تفصيل و اجمال آن است كه چون سلطان آفاق در يورت قشلاق چندگاه به احوال تباه گذرانيد و سپاه ظفر پناه امير حسن بيك آثار تسلط و اقتدار به ظهور آورده هركه را مىيافت به قتل مىرسانيد ، ميرزا سلطان ابو سعيد را عزيمت آن بود كه اولاغان فربه ساخته و اول بهار عازم جانب خصم شود . درين اثنا ، چهارم رجب ، شروانشاه ياغى شد و كشتيها بدان طرف كشيده خلقى بسيار از سپاه منصور كه در ولايت او به جهت معاملات رفته بودند همه را غارت كرد و سبب ياغى شدن شروان شاه آن بود كه امير حسن بيك قاصدى به جانب او ارسال نموده بود و فرموده كه عاقبت لشكر جغتاى « 590 » معاودت خواهد كرد . آن زمان بينيم كه دوستى ايشان ترا چه فايده خواهد داد . شروان شاه به غايت انديشه‌ناك شده آثار مخالفت اظهار كرد و لشكر از جهت نايافت و گرانى عاجز و حيران گشته همه را به سبب عدم قوت قوّت فوت شده به عزم معاودت طبل رحيل به صوب اردبيل كوفتند و
هامش
( 589 ) . الزّمر 10 . ( 590 ) . اسفزارى : اگر زنده بمانند معاودت . . . .