تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 975

مساهمون:

ص٩٧٥
چنان خواهد شد و اميرزاده محمود خواجه لاق را كه پسر عمّهء « 571 » حضرت اعلى بود به رسالت جانب امير حسن بيك تعيين نمود و امير يوسف بيك را رعايت فرمود . اجازت معاودت داد و اميرزاده محمود را همراه او فرستاد . و چون به اردوى حسن بيك رسيدند ، امير يوسف در مجلس خاص به عرض او رسانيد كه ميرزا سلطان ابو سعيد گنجهاى جهانشاهى را طمع كرده به حكايت دست از تو و اين مملكت باز نخواهد داشت و نخوت و عظمت او را چنانچه مشاهده كرده بود ، عرضه داشت نمود . امير حسن بيك نيز فرمود كه اطراف لشكر او را آرايش داده و تخت زرين نهاده شاهزادهء عالميان قطب السلطنة والدين ابو المظفر ميرزا يادگار محمد بن ميرزا سلطان محمد بن ميرزا بايسنغر بن حضرت خاقان سعيد را به رسم پادشاهى بر آن تخت نشاند و طبقهاى زر و جواهر بر سر همايون افسر او افشاند و خود بر جانب يسار در كمال عظمت و اقتدار در مقام اطاعت و خدمت استقرار فرمود و چند هزار دلاوران شجاعت شعار پيرامون بارگاه صف زدند و تيغهاى گوهردار با قبضه‌هاى زرنگار بر دوش نهادند . بيت
همه چو لاله كله كج نهاده بر تارك * همه چو غنچه قبا تنگ بسته تا دامن
و جمعى حجاب چون ماه و آفتاب بايستادند و دستها به علاقه‌هاى شمشير و دسته‌هاى تيغ بردند و چشم و گوش بر اشارت گماشتند و عامهء لشكر زره‌هاى داوودى در بر وسلاحها بر تن راست كردند و اميرزاده محمود را در آن موقف درآورده و چند جا زانوزده با دهشت هرچه تمامتر به پايهء تخت رسيد و به شرايط خدمت و وظايف اطاعت قيام نمود . امير حسن بيك فرمود كه خواجهء خود يعنى ميرزا يادگار محمد را درياب و او با هيبت عظيم پيش تخت رفته به شرف دست‌بوس مشرف شد و
هامش
( 571 ) . نسخ و حبيب السير : عمه . در زامباور شجرهءTهيچ عمهء سلطان ابو سعيد مذكور نيست . غمه و قمه به معنى سريه است . ر ك به لغات نوائيه ص 386 و فرهنگ آنندراج به ذيل قمه .