نموده استشفاع فرمود و از جمله در مكتوب امير عبد الرحمن صدر نوشته بود كه هنوز آفتاب از طرف مغرب طلوع نكرده كه در توبه بسته شده باشد . اگر از من گناهى واقع شد عفو فرمايند . قرب صدسال است كه ابا عن جد طريق اخلاص مسلوك مىداريم و خود را از مخصوصان اين خاندان مىشماريم . ممالك فارس و عراق كه چند قرن تعلق به دولت همايون داشت و سالى چند مخالفان قديم گرفته بودند از ايشان ستانده به نواب حضرت گذاشتم و ولايت آذربايجان كه ايشان را در آن ملك مدخلى نمىبود سكه و خطبه به نام ايشان آرايش داده مملكت را به ايشان مسلم داشتم و هرچند درخواست مىكنم كه مرا درين زمستان درين نيستان چندان امان دهيد كه برف از راه مراجعت برخيزد قبول نمىفرمايند و اگر نواب اين عذر را از من باور نمىفرمايند از دشمنان من كه در اردوى اعلى ملازماند سئوال فرمايند كه درين ولا امكان مراجعت هست . اگر ممكن باشد تكليف فرمايند و اين بيت نوشته بود كه بيت
گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند * نگاهدار سر رشته تا نگه دارد « 570 »
امراى عظام درگاه فلك احتشام به يوسون تمام ترتيب داده و چاوشان بهرام حسام در مقام خدمت ايستاده اطراف اردوى همايون را به نوعى آراستند كه جهان در نظارهء آن حيران ماند و گردون در مشاهدهء آن سرگردان گشت و امير يوسف بيك را پيش آورده فرمودند كه بيست و هفت جا زانوزد و آن حضرت او را به شرف دستبوس سرافراز ساخته امرا سخن او به عرض حضرت رسانيدند . آن حضرت فرمود كه موكب همايون عازم آن طرف است . هرچه يراق و مصلحت باشد
هامش
كه امير يوسف بيك چون رخصت معاودت يافت سلطان ابو سعيد به جانب ميانه كوچ فرمود .
( 570 ) . ديوان حافظ طبع خلخالى ص 76 .